تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧

سخنى دربارهء قراءآت مختلف

مرحوم سيد كاظم يزدى در مسأله 50 در احكام قرائت « عروة الوثقى » مىفرمايد : الاحوط القراءة باحدى القراءات السّبعة و ان كان الاقوى عدم وجوبها ، بل يكفى القراءة على النّهج العربىّ و ان كانت مخالفة لهم فى حركة بنية او اعراب ؛ احتياط اين است كه به قرائت يكى از قاريان سبعه قرآن را تلاوت كنند ، اگر چه اقوى اين است كه اين كار واجب نيست ، و خواندن طبق دستور عربى كافى است ، اگر چه مخالف قرائت آن قاريان باشد ، از جهت حركت اعراب و بنا . بعضى « مراجع » در ذيل اين مسأله حاشيه زده‌اند كه حتما بايد طبق قرائت ، قرّاى سبعه باشد و حتى بعضى گفته‌اند : طبق قرائت ، همه صحيح نيست ، بلكه بايد طبق قرائت معروفترين آنها بخواند . و بعضى فتوايشان اين است كه همان طورى كه مردم مىخوانند ؛ اگر قرائت كند ، كافى است . البته اين فتوا هم سؤالى بر مىانگيزد كه مراد از « اقرؤا كما يقرء النّاس » منظور از « ناس » چه كسانى هستند ؟ مردم الجزاير ، مصر ، ليبى يا مردم مكه و مدينه ؟ مگر اين كه بگوييم منظور مردم مكه و مدينه است ، يا بگوييم مردم هر منطقه اگر اين گونه باشد ، ديگر قرآن واحدى نخواهيم داشت . به هر حال گفته‌اند كه قرائت اين هفت قارى متواتر است و از پيامبر ، خواندن اين هفت نفر به تواتر رسيده است . ولى اين سخن چندان قطعى نيست ، بلكه آنچه قطعى است اين است كه اين هفت نوع قرائت متواتر بوده ، امّا اين كه خواندن اينها به تواتر از پيامبر رسيده باشد ، ثابت نشده است . و بعضى ادعا كرده‌اند : هر كس بگويد كه اين قراآت هفتگانه متواتر نيست ، كافر است . از جمله زرقانى ، صاحب كتاب « مناهل العرفان » كه از كتب معروفهء علوم قرآنى است . او مىگويد : « ابو سعيد بن لبّ » كه مفتى اندليس بود ، عقيده‌اش اين است . و خود زرقانى قائل است كه قرّاى مشهور ده نفرند . امّا عقيدهء شيعه اين است كه اين قراءآت متواتر نيست و حتى بعضى از قرائتها را خود قارى اجتهاد كرده و بعضى از قرائتها هم از طريق خبر واحد نقل شده‌اند . ( البته بعضى از اهل تسنّن همين عقيده را ذكر كرده‌اند . )