سيوطى در « اتقان » مىگويد : قاضى ابوبكر در كتاب امتثالش مىگويد : عدهاى از فقها و متكلمان مىگويند قرآن ، حكما ثابت است ، نه علما ؛ يعنى ما يقين نداريم كه قرآن فعلى همان قرآن باشد ، ولى بايد بنا بگذاريم كه همان است . بعد سيوطى مىگويد : ديگران حرف قاضى ابوبكر را ردّ كردند .
قرّاء عشرة چه كسانى هستند
برخى گفتهاند كه قرّاى مشهور ده نفرند ، در اين جا بطور اجمال نامشان را ذكر مىكنيم .
1 - ابو عمر عصبى : نامش عبد اللّه بن عامرو اهل دمشق بوده است در سال هشتم هجرت متولد شده است ، قرآن را نزد استادش مغيرة بن ابى شهاب فرا گرفته است . و در سال 118 هجرى وفات كرد . بعد از بلال بن ابى درداء ، قضاوت دمشق به عهدهء او بود و « شامى » ها در قرائت او را امام مىدانند . او دو شاگرد به نامهاى « هشام » و « ابن ذكوان » داشته كه حرفهاى ابوعمران را براى ديگران نقل كردهاند .
ترجمهء هشام بن عمار
در ترجمهء هشام بن عمار گفتهاند كه ثقه است . نسايى مىگويد : لا بأس به ؛ يعنى اشكالى بر او وارد نيست .
دار قطنى مىگويد : صدوق كبير المحلّ ؛ يعنى راستگو و بلند مرتبه است . و در سال 245 هجرى هم فوت كرده است .
با وجود اين همه توثيق و تصديق ، بعضى از « رجالى » ها گفتهاند كه هشام چهار صد حديث مسند ذكر كرده كه هيچ كدام اصل و پايهاى نداشتهاند . رجالى ديگرى گفته : من تصميم داشتم ديگر از هشام حديثى نقل نكنم چون او حديث فروش است .