تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
رأى رسول اللّه ما غشينى ضرب فى صدرى و فضت عرقا كأنّما انظر الى اللّه فرقا فقال لى يا ابىّ ارسل الىّ ان اقرأ القرآن على حرف فرددت عليه ان هوّن على امّتى ، فردّ علىّ فى الثّانية ان اقرأ القرآن على حرف ( على حرفين ) فرددت عليه ان هوّن على امتّى ، فردّ علىّ فى الثّالثة ان اقرأه على سبعة احرف . . . و لك بكلّ ردّة رددتها مسئلة تسألنيها ؛ ابىّ ابن كعب مىگويد : در مسجد ايستاده بودم كه مردى داخل مسجد شد و شروع به خواندن نماز كرد . در نماز قرآن را به گونه‌اى قرائت كرد كه من نشنيده بودم . بعد مرد ديگرى وارد مسجد شد و قرائتى غير قرائت ديگرى ( شخص اول ) داشت ، به آنها گفتم : ما چنين قرائتى نداشته‌ايم شما چگونه قرائت مىكنيد ؟ بعد همگى به خدمت پيامبر رفتيم ، و جريان را آن طور كه بود به پيامبر عرض كردم . پيامبر به هر دو نفر امر كرد كه بخوانيد و آنها هم خواندند ، پيامبر هر دو را تحسين كرد و فرمود : خوب است . من در اين موقع تصويرى در ذهنم آمد نسبت به مقام پيامبر ( مثل اين كه او پيامبر نيست ، چون هر كسى به هر قرائتى كه قرآن را مىخواند ، پيامبر از او مىپذيرد معلوم است مىخواهد جلب توجه كند ) تصويرى كه حتى در زمان جاهليّت نسبت به پيامبر نداشتم ! پيامبر زمانى كه مرا به اين حالت ديد ، به سينهء من زد . عرق زيادى كردم از اين كه پيامبر به من اين گونه خطاب كرد ، وحشت زده ، به افق نگاه مىكردم كه پيامبر فرمود : اى ابىّ به من اين گونه امر شد كه قرآن را بر يك حرف بخوانم ، من برگشتم و به او ( نمىگويد به خدايا جبرئيل ) گفتم : قرآن را بر امّتم آسان كن ، براى بار دوم پيام آمد كه قرآن را بر يك حرف ديگر بخوان ؛ يعنى بر دو حرف ، دوباره تقاضا كردم كه بر امّتم آسان بگير ! براى بار سوم خطاب آمد كه قرآن را بر هفت حرف بخوان . . . . بعد به من گفتند : با هر تقاضايى كه تو از ما كردى ، ما هم آن را زياد كرديم . اين روايت نشان مىدهد كه قرائت قرآن بر هفت « حرف » درست است . فرق اين روايت با روايت پيشين اين است كه در روايت پيشين پيامبر فرمود : من دائم اصرار مىكردم و او هم آن را زياد مىكرد تا به هفت حرف رسيد ، امّا در اين روايت