كردم و دائم اصرار مىكردم كه زيادش كن تا يك حرف نباشد ، تا اين كه جبرئيل بدان افزود تا به هفت حرف رسيده است . اين روايت را « مسلم » در كتاب صحيح خود ( ج 2 ، ص 202 ) و بخارى نيز در صحيح خود در باب « انّ القرآن نزل على سبعة احرف . » ذكر كردهاند .
نقاط ضعف روايت
نكاتى در اين روايت وجود دارد كه قابل بررسى است . نكته اوّل ، اين است كه از روايت به دست مىآيد جبرئيل گويى همه كاره بوده ، و پيامبر فقط از او مىخواسته قرآن را زياد كند . در حالى كه جبرئيل فرستاده و پيامآورى بيش نيست . اگر قرار باشد به قرآن چيزى افزوده شود ، بايد از خداوند اجازه بگيرد . نكته دوم ، اين است كه مىگويد : قرآن را جبرئيل بر يك حرف خواند ، معلوم مىشود كه اصل قرآن يك چيز است و اختلاف قرائتها چيز ديگرى است ، كه جبرئيل آن واقعيت قرآن را بر يك حرف قرائت كرده است . در واقع اين روايت بر خلاف ادّعاى آنهاست .
نكتهء سوّم ، اين است كه اگر اين روايت را به معناى قرائتهاى مختلف بگيريم ، لازم مىآيد از اوّل ، قرآن به گونههاى مختلف قرائت شده باشد ، در حالى كه اين اختلاف قراءآت ، بعدا به وجود آمد . قراّء هفتگانه ، بعدا پيدا شدند . با اين حال روايت مىگويد : جبرئيل قبل از اين كه « عاصم » متولد شود ، از زبان او قرآن را خوانده ، و همچنين از زبان قرّاى ديگر !
روايت دوّم
در صحيح مسلم و تفسير طبرى اين روايت ذكر شده كه : قمت فى المسجد و دخل رجل يصلّى فقرأ قراءة انكرتها عليه ثمّ دخل رجل آخر فقرأ قراءة غير قراءة صاحبه فدخلنا جمعيا على رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و إله و سلم - ، فقلت يا رسول اللّه ان هذا قرأ قرائة انكرتها عليه ، ثمّ دخل هذا فقرأ قراءة غير قراءة صاحبه ، فامرهما رسول اللّه ، فقرءاها فحسّن رسول اللّه ، شأنهما فوقع فى نفسى من التّصوير و لا اذكنت في الجاهليّة ، فلمّا