نسخ و بدا دو چيز متفاوت است ، ولى عامه اشكالى را در بداء وارد كردهاند كه در نسخ همچنين است . در نتيجه ، كسانى كه از اين اشكال جواب دادهاند ؛ مثل مرحوم صدوق باب نسخ و بداء را يكى گرفته و جواب واحدى براى هر دو دادهاند .
اشكال ديگر بر نسخ
برخى ديگر در مسأله نسخ اشكال كردهاند كه قرآن مىگويد :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
آيا در قرآن تدبّر نمىكنند ، اگر قرآن از طرف غير خدا بود ، همانا در آن اختلاف زيادى ديده مىشد . » در نتيجه قرآن ، وجود اختلاف در قرآن را نفى كرده است ، و اگر نسخ در قرآن وجود داشته باشد ، موجب اختلاف در قرآن مىشود ، زيرا ناسخ و منسوخ با هم اختلاف دارند .
جواب اين شبهه بسيار واضح است ، زيرا آيهء ناسخ اگر صريحا نظر بر منسوخ داشت ، اين امر ديگر منافات و اختلاف نيست . مثل اين كه كسى حرفى زده ، بعد مىگويد : آن حرف قبلى تا حالا معتبر بود ، از اين به بعد اعتبارى ندارد . اين مسأله را اصلا اختلاف و منافات نمىگويند .
اشكال سوم
البته اين اشكال ، به قرآن اختصاص ندارد ، بلكه روايات را هم در بر مىگيرد و اشكال اين است كه اگر نسخ موجود باشد ، مردم دچار حيرانى مىشوند ، آنها فكر مىكنند اين آيهء منسوخ حكمش از محكمات است ، لذا به آن عمل مىكنند ، ولى بعد مىفهمند كه اشتباه كردهاند ، چرا كه همهء مردم كه نمىتوانند ناسخ را از منسوخ و محكم را از متشابه تشخيص دهند .
جواب اشكال اين است كه فهم آيات و احكام الهى تخصّص مىخواهد . همانطور كه يك مجتهد براى استنباط حكم شرعى تمام قرآن و روايات را جستجو مىكند تا دليل خاصى يا مقيّدى وجود نداشته باشد ، بايد تفحّص كند كه اين حكم