تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
رصنعات معلومات يحرّمن ؛ از آياتى كه در قرآن بود اين آيه بود كه هر كس ده دفعه معيّن بچه را شير دهد ، موجب حرمت مىشود . » بعد مىگويد : اين آيه نسخ شد به آيهء ديگرى كه فرمود : « به خمس معلومات يحرّمن ؛ با پنج دفعه شير دادن حرمت رضاعى حاصل مىشود . » بعد عايشه مىگويد : زمانى كه پيامبر از دنيا رفت اين آيهء پنج دفعه در قرآن بود ( يعنى بعد از پيامبر اين آيه را از قرآن برداشتند . ) « 1 » يا مثلا از انس نقل مىكنند كه مىگويد : آيهء « بلّغوا عنّا قومنا انّا لقينا ربّنا فرضى عنّا و ارضانا » جزو آيات سورهء جن بوده ، اما بعدا از قرآن برداشته شده است . عمر مىگويد : در قرآن آيهء « رجم » بوده كه بعد برداشته شده است . از ابّى نقل شده كه سورهء احزاب ؛ مثل سورهء بقره طولانى بود و آياتش را برداشتند تا بدين اندازه رسيد . « سرخسى » در كتاب اصولش حديثى را از عايشه نقل مىكند و مىگويد : « ما اين مسأله را نمىپذيريم . عايشه مىگويد : صحيفه‌اى كه در آن آيات قرآن بود ، زير تخت پيامبر بود . وقتى پيامبر از دنيا رفت و ما مشغول دفن پيامبر شديم « 2 » موريانه‌اى آمد و قسمت زيادى را خورد و رفت ! مىبينيد كه تا چه اندازه اين سخنان ، نامعقول است ، مگر تمام قرآن فقط در آن صحيفه بوده ، قرآن در قلوب مؤمنين حفظ شده بود . به هر حال از اين گونه سخنان رطب و يابس در كلام « عامه » فراوان است كه ما هيچ كدام ام از آنها را نمىپذيريم . 2 - نسخ تلاوت بدون نسخ حكم - يعنى هر چند حكم باقى است ، ولى تلاوتش از قرآن برداشته شده است ، مانند « رجم » كه عمر نقل كرده بود در قرآن بوده و برداشته شده ، ولى حكمش همچنان باقى است .
هامش
( 1 ) - عجيب است كه عامه اين همه به شيعه نسبت تحريف قرآن مىدهند ، ولى خودشان دربارهء قرآن چه چيزهايى كه نمىگويند . ( 2 ) - اصلا عايشه در دفن پيامبر نقش نداشت ، پيامبر را على - عليه السّلام - و اسماء دفن كردند .