ما اين دسته از نسخ را نيز قبول نداريم ، به همان دليلهاى پيشين كه دربارهء صيانت قرآن از اشتباه و باطل بيان كرديم ، ولى بسيارى از عامه آن را پذيرفتهاند .
از جمله گفتهاند : در قرائت ابن مسعود كفارهء قسم به اين صورت در قرآن بوده :
« فصيام ثلاثة ايّام متتابعات » . كه حكمش البته همين است ، ولى تلاوت خود آيه ، نسخ شده است . سرخسى اين روايت را در اصولش نقل و ردّ كرده است ، ولى بسيارى از علماى عامه بدان معتقدند .
3 - نسخ حكم به تنهايى : حكم به تنهايى نسخ شده است ، ولى تلاوت همچنان بر حال خود باقى است . اين دسته از نسخ دو گونه است :
يكى اين كه : آيهء ناسخ صريحا به آيهء منسوخ نظر دارد . دوّم اين كه : آيهء ناسخ به آيهء منسوخ نظر صريحى ندارد ، ولى معناى دو آيه تنافى دارند .
نسخ قسم اوّل را كه آيهء ناسخ نظر به آيهء منسوخ داشته باشد ، همهء آقايان قبول كردهاند حتى منكران قسم دوّم نسخ ( مثل مرحوم آقاى خويى « ره » ) قسم اول را قبول دارند ، و مثال روشن آن همان آيهء نجواست كه پيش از اين گفتيم هر چند حكم از بين رفته ، ولى ملاك حكم همچنان باقى است . و آيهء :
أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ
مثل آيهء « لا حرج » است . اگر حكمى به سبب « حرج » از بين رفت ، اين امر را نسخ نمىگويند .
به هر حال ما قصد نداريم ، در چنين نسخى هم اشكال كنيم ، بلكه به وجود آيهاى در قرآن كه قطعا حكم نسخ شده باشد ، يقين نداريم قسم دوّم را كه آيهء ناسخ به آيهء منسوخ نظر ندارند و تنها به صرف منافات در معناى دو آيه يكى را ناسخ ديگرى شمردهاند ، عدهء زيادى از عامه و خاصّة اين قسم را پذيرفتهاند . در كتابهاى اهل تسنّن مثل « الاتقان » سيوطى و « البرهان » زركشى و « مناهل العرفان » زرقانى ، غالب آياتى را كه ذكر كردهاند ، گفتهاند : اين آيه به واسطهء فلان آيه نسخ شده است .
آقاى خويى در « البيان » بسيارى از آيات را به صورت نقل از « آنها » آورده ، ولى خودش اين قسم را قبول ندارد و مىفرمايند : فقط بين اين آيات منافات است ، امّا