تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
اوست . و بداء ردّ بر يهود است ، زيرا آنها مىگفتند : خدا كارهايش را كرده و تمام شده ( نظر عقيدهء مفوّضه و گروهى از معتزله ) . ما در جواب يهود مىگويم : خدا هر روز كار تازه‌اى مىكند ، زنده مىكند و مىميراند ، روزى مىدهد و هر كارى بخواهد انجام مىدهد ، بداء ، بداى ندامتى نيست ، بلكه امر تازه‌اى ظاهر شده است . عرب وقتى مىگويد : بدالى شخص فى طريقى ؛ يعنى شخص در مقابل من ظاهر شد ، نه اين كه شخصى پشيمان شد . خداوند - عزّ و جلّ - مىگويد : و ظاهر شد براى آنها از جانب خدا آنچه را كه فكرش را نمىكردند . زمانى كه براى خداوند « ظاهر » شود كه بنده‌اى صلهء رحم كرده ، به عمرش مىافزايد . زمانى كه براى خدا ظاهر شد بنده‌اى قطع رحم كرده ، از عمرش مىكاهد . زمانى كه براى خدا ظاهر شود بنده‌اى زنا كرده ، از عمر و روزى او مىكاهد و وقتى براى خدا ظاهر شد كه او خود را از زنا حفظ كرده ، بر عمر و روزى او مىافزايد . بعد مىفرمايد : « و من ذلك قول الصّادق - عليه السّلام - ما بد اللّه بداء لما بدا له فى اسماعيل ابنى ، يقول : ما ظهر للّه امر كما ظهر له فى اسماعيل ابنى اذ اخترمه قبلى ليعلم بذلك انّه ليس به امام بعدى ؛ و از مصاديق بداء كلام حضرت صادق - عليه السّلام - است كه فرمودند : بدايى مثل بدايى كه دربارهء پسرم اسماعيل شد ، وجود ندارد ، چون اسماعيل را خدا قبل از من از دنيا برد ، تا اعلام كند كه بعد از من او امام نيست . » بعد مرحوم صدوق روايت ديگرى نقل مىكند : و قد روى لى من طريق ابى الحسين الاسدىّ رضى اللّه عنه فى ذلك شيئى غريب و هو انّه روى انّ الصّادق - عليه السّلام - قال : ما بد اللّه بداء كما بدا له في اسماعيل ابى اذا امر اباه ابراهيم بذبحه ثمّ فداه به ذبح عظيم ؛ امام صادق - عليه السّلام - فرمودند : « بدايى براى خدا حاصل نشد ؛ مانند بدايى كه دربارهء پدرم اسماعيل وارد شد ، زمانى كه خدا به ابراهيم » - عليه السّلام - امر به ذبح اسماعيل نمودند و بعد در مقابل ذبح او ، گوسفند بزرگى را فدا كرد . » مقصود از ذكر كلام شيخ صدوق اين بود كه بگوييم كلام ما دربارهء نسخ است و