صَدَقَةً
« 1 » ؛ وقتى خواستيد با پيامبر نجوا كنيد قبلش صدقه دهيد .
بعد اين حكم را نسخ كرد و فرمود : خدا از اين حكم در گذشت چون مىداند شماها نمىتوانيد آن را انجام دهيد .
از كسانى كه اين عقيده را پذيرفتهاند - كه نسخ وجود ندارد ، مگر در آياتى كه صريح در نسخند - آقاى خويى است . البته ايشان ذكر نكردهاند كه به دليل اين شبهه منكر نسخ هستيم ، ولى گويا چنين شبههاى مبناى قول ايشان شده باشد .
عبارت آقاى خويى راجع به نسخ
ايشان در ص 305 البيان مىفرمايند : نسخ شدن حكمى كه در قرآن وجود دارد ، به سه صورت متصور است :
1 - حكمى كه به وسيلهء قرآن ثابت شده است با سنّت و حديثهاى متواتر يا با اجماع قطعى كه كاشف از عقيدهء معصوم باشد ، نسخ شود .
اين قسم نسخ از نظر عقل و نقل اشكالى ندارد ، و اگر در موردى يك چنين نسخى ثابت شود ، بايد از آن پيروى كرد ، امّا نسخ با خبر واحد ثابت نمىشود .
2 - حكمى كه به وسيلهء قرآن ثابت شده است ، به وسيلهء آيهء ديگرى كه نظارت به آيه منسوخ داشته و حكم آن را بيان و روشن مىسازد ، نسخ گردد .
اين نوع نسخ نيز اشكالى ندارد .
3 - حكمى كه به وسيلهء قرآن ثابت شده است با آيهء ديگرى نسخ شود كه آيه ناسخ هيچ گونه نظارت نسبت به آيهء منسوخ نداشته باشد و مبيّن برداشته شدن حكم آن نگردد و تنها اختلاف و تضادّى كه در مفهوم اين دو مشاهده مىشود ، ما را به وجود چنين نسخى رهبرى كند . تحقيق نشان مىدهد كه اين گونه نسخ در قرآن وجود ندارد ، زيرا قرآن هر نوع اختلاف و تنافى را از خود نفى مىكند :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ
هامش
( 1 ) - مجادله / 12 .