تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
آن اين است كه هر چه از جملهء شعائر الهى باشد اگر چيزى مانع آن شود نبايد آن را ترك كرد ، بلكه بايد آن را به جا آورد . مثال واضحش همين ضريح ائمّة - عليهم السّلام - است كه از طلا ساخته شده ، و معمولا ساختهء سلاطين است . مثل ضريح امام هشتم - عليه السّلام - كه اوّلين بار توسط سلطان محمود غزنوى ساخته شد كه قبل از آن بقعهء كوچكى بود كه به بقعه‌ها رونيه معروف بوده است . سلطان محمود ، قطعا از جملهء سلاطين عادل نبوده است ، سلاطين ديگر بارگاه قدس حضرت رضا - عليه السّلام - را كاملتر كردند تا به شاه عباس رسيد . او نيز با آن تشكيلات و استبدادى كه داشت ، براى آن حضرت ، ضريح طلا ساخت . حال اگر بگوييم اين ضريحى كه ما بدان دست مىساييم و مىبوسيم ، معلوم نيست شاه عباس هزينهء آن را از كجا به دست آورده است ، شايد زمينش به زور از مردم گرفته باشد ؟ ولى آيه مىگويد : هر چه از جملهء شعائر الهى است ، انجام بده ، و به اين احتمالات توجهى نكن ! ( البته شعائر الهى را مىگوييم ، نه هر چيزى را ) علاوه بر اين ، پيش از اين گفتيم كه قرآن را بايد با ديد هدايتى تفسير كنيم ، و يكى از مبناهاى ديد هدايتى اين بود كه انسان بفهمد قرآن قابل شناخت است ، خود قرآن مىفرمايد :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ
« 1 » ؛ آيا در قرآن تدبّر نمىكنيد . پس معلوم مىشود قرآن قابل شناخت است ، و گرنه امر به تدبّر در قرآن معنا ندارد . بنابراين ، اگر با دقت بدان بنگرى ، اثر و راز آن را در خواهى يافت . در بسيارى از آيات قرآن كلمهء « ألا » به كار رفته است ، « الا » ؛ يعنى آگاه باش ! يعنى آيات قرآن براى شناخت است و شناخت هم مقدمهء عمل است . گفته‌اند : حكمى كه در برهه‌اى از زمان - در صدر اسلام - نافذ بوده و بعد خداوند آن حكم را نسخ كرده ، چه لزومى دارد كه در قرآن باقى بماند ؟ روى همين اشكال ، بعضيها منكر نسخ در قرآن شده‌اند و گفته‌اند ما نسخ در قرآن نداريم ، مگر در جايى كه خيلى صريح باشد . نظير آيهء :
إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ
هامش
( 1 ) - محمّد / 24 .