آيات ديگر نشانگر آن است كه قرآن براى هدايت تمام بشر نازل شده است . آنها را از ظلمات به نور هدايت كند ؛ يعنى قرآن ، كتاب عمل است . حتّى آياتى كه جنبهء تاريخى و داستانى دارند ، آنها هم جنبهء عملى و پند آميز دارند . براى روشنتر شدن مطلب نمونهاى ذكر مىكنيم :
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ ، فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما
« 1 » ؛ صفا و مروه از شعائر الهى هستند ، پس كسى كه مىرود و حج مىكند يا عمره را انجام مىدهد ، اشكال ندارد كه طواف صفا و مروه كند . » گفتهاند كه طواف ، واجب است ، پس چرا با عبارت لا جناح همراه شده است ، با اين كه لا جناح ؛ يعنى « اشكالى ندارد » و اين تعبير در مورد « امور واجب » به كار نمىرود و عرفيّت ندارد .
در جواب مىتوان چنين گفت : علّت اين است كه دو تا بت بالاى كوه صفا و مروه وجود داشت ، مسلمانان مىپنداشتند كه با وجود دو بت در بالاى آن كوهها ، چگونه مىتوانيم ، آن كوهها را طواف كنيم . اين آيه در زمانى نازل شد كه هنوز مكه فتح نشده بود بتهاى بت پرستان در بالاى آن دو كوه قرار داشت . آيه تعبير « لا جناح » را آورد تا ياد آور شود كه صفا و مروة از شعائر الهى است ، شما مراسم خود را انجام دهيد و وجود آن دو بت ، نبايد مانع عمل واجب شما شوند .
دربارهء نماز شكسته هم تعبير به « لا جناح » دارد ، در حالى كه نماز شكسته در سفر ، واجب است . ( البته آن هم نكتهاى دارد كه در محلّش ذكر خواهيم كرد . ) به نظر مىآيد تعبير وجوب از « لا جناح » فقط به مسلمانهاى صدر اسلام اختصاص داشت و امروزه اين تعبير از « لا جناح » براى ما هيچ گونه ثمرى ندارد ، پس چگونه ادّعا مىكنيد قرآن براى همهء بشر فرو فرستاده شده است ؟ جواب اين است كه اين تعبير براى ما نيز استفادهء عملى دارد . اين آيه يك درس كلى به ما مىدهد و
هامش
( 1 ) - بقره / 158 .