تا اين كه يك سال بگذرد و بعد از آن بنايمان را مىسازيم . براى همين ، قانون را جورى بيان مىكنند كه مردم خيال كنند حكم ، دايمى است . در حقيقت ، اين نوع بيان حكم ، نوعى توريه است . و توريه به اين معنا ، در ميان عموم مردم وجود دارد ، مواردى ديده مىشود كه انسان ، سخنى بر زبان مىراند كه ظاهرش بر خلاف منظور اوست امّا اظهار نمىكند كه مراد من بر خلاف ظاهر كلام است .
پس « نسخ » حقيقى دربارهء خدا صادق نيست . چنين شبههاى در باب « بداء » نيز وارد مىشود كه بداء ، عبارت است از : رفع يك حقيقت ، پس از تصميم بر ايجاد آن .
و مراد از رفع ، اين نيست كه آن عمل ، موجود شده و سپس آن را از بين مىبريم ، بلكه تنها بر ايجاد آن تصميم داشتهايم ، گويى آن را موجودى فرض كردهايم و سپس آن را از ميان بر مىداريم .
دربارهء ذات احديّت ، بداء معنايى ظاهرى دارد كه اين ظاهر نيز ، تحت پوشش يك قانون كلى مىرود . دربارهء انسانها دو نوع متصور است : الف : واقعا از اوّل بنابر ايجاد دارد و هيچ ، احتمال پشيمانى نمىدهد ، در عين حال بعدا پشيمان مىشود ، ب - از اوّل ، بناى محكمى نداشته ، بلكه مىگويد : طبق مصالح و پيش بينيهاى انجام شده ، بايد انجام دهيم ، ولى قطعى نيست . ممكن است بعدا مصلحت ديگرى به وجود آيد كه معارض با مصلحت فعلى باشد . مثلا در روايت داريم كه حضرت امير - عليه السّلام - در جنگ صفين با صداى بلندى فرياد بر آوردند كه امروز ما اصحاب معاويه را شكست مىدهيم ، بعد آهسته فرمودند : ان شاء اللّه كسى پرسيد ، آقا چرا چنين عملى را انجام داديد ؟
فرمود : اصحاب من به من اعتماد دارند ، وقتى اين جمله را مىگويم ، روحيهء آنها قوى مىشود ، پس از آن ، « ان شاء اللّه » را آهسته گفتم تا خلاف واقع نگفته باشم .
پس مىبينيد كه دربارهء امام معصوم نيز اين مسأله اتفاق مىافتد ، ولى دربارهء خدا ، هيچ امكانى ندارد . دربارهء خدا نسخ ، نسخ ظاهرى است همان گونه كه ، بداء نيز ظاهرى است .
درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٢٠٦