تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤

درس هيجدهم

مطالبى كه در اين گفتار خواهيم گفت ، دربارهء « نسخ » است ، مسألهء نسخ را بايد از چند جهت مورد بررسى قرار داد . اوّل اين كه : چگونه مىتوان به نسخ در قرآن معتقد بود ، در حالى كه آيات زيادى دلالت مىكنند ، كه قرآن ، كتابى است براى هدايت عموم بشريّت ، تا آنها را از ظلمات به سمت نور هدايت كند . اگر نسخ در قرآن صحيح باشد ، آيهء منسوخ ، ديگر هيچ گونه استفاده‌اى ندارد و نمىتواند مورد استناد قرار گيرد . هر چند آن آيه ، پيش از نسخ ، مردم را از ظلمات به نور هدايت مىكرد ، ولى با نسخ آن ويژگى خود را از دست داده ، لذا براى هدايت مردمى كه بعد از نسخ آيه آن را مىخوانند ، مفيد نخواهد بود . دومين بحث قابل توجه در نسخ ، شبهه‌اى است كه هر چند عامّه آن را در باب « بداء » بر شيعه وارد كرده‌اند ، ولى آن را به باب نسخ نيز تعميم داده‌اند . شبههء آنها بر شيعه در بداء اين است كه شيعه قائل به بداء است ؛ يعنى مىگويند در بعضى موارد بايد چنين كارى مىشد ، ولى چون بداء حاصل شد ، ديگر آن كار صورت نگرفت . اگر سئوال كنيد عيب اين سخن كجاست بايد گفت كه لازمهء بداء اين است كه خدا را جاهل بدانيم ، گويا خدا نمىدانسته كه در آينده چه خواهد شد و چه وضعى پيش خواهد آمد ، لذا اوّل مقصود ديگرى داشته ، به دليل چيزى را كه تصور مىكرد واقع نمىشود ، غرض خود را تغيير داد . از اين جا معلوم شد كه اين شبهه در نسخ هم پيش مىآيد . چون بين نسخ و بداء فرقى نيست ، چرا كه نسخ را در شرعيّات و بداء