تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
خدا مىداند ، حرف صحيحى نيست « فانّه لم يثبت عن احد من الصّحابة انّه قال انّ الرّاسخون فى العلم لا يعلمون تأويل المتشابه ؛ زيرا ثابت نشده است كه احدى از صحابه گفته باشد كه « راسخون در علم » ، تأويل آيات متشابه را نمىدانند . » طبرى در جامع البيان مىگويد : « جميع ما انزل اللّه من آى القرآن على رسوله - صلّى اللّه عليه و إله و سلم - فانّما انزله عليه بيانا له و لا لامّته و هدى للعالمين و غير جائز ان يكون فيه ما لا حاجة بهم اليه و لا ان يكون فيه ما بهم اليه الحاجة ثمّ لا يكون لهم الى علم تأويله سبيل ؛ جميع آيات قرآن كه بر پيامبر نازل شد ، براى او و امّتش بيان شد كه هدايت براى عالمين باشد . و امكان ندارد در قرآن چيزهايى باشد كه مورد احتياج نباشد ، يا اين كه مورد احتياج باشد ، ولى كسى نفهمد . پس مىفهمند ، لااقّل اين است كه راسخون در علم مىفهمند . » صبحى صالح ، در كتابش به نام « المباحث » از ابو الحسن اشعرى نقل مىكند كه : بايد بر سر
« الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ »
وقف كنيم نه سر اللّه ، زيرا « الرّاسخون » تأويل متشابه را مىدانند . در روايات « 1 » هم دارد كه پيامبر ، افضل راسخون در علم است كه جميع ما انزل اللّه را از تنزيل و تأويل مىداند . بعد از پيامبر ، امير المؤمنين و بعد از او اصياى الهى هستند . در تفسير البرهان ، جلد اول ذيل آيهء مذكور دارد : « نحن الرّاسخوان فى العلم فنحن نعلم تأويله ؛ ما راسخون در علم هستيم ، پس ما علم به تأويل آيات داريم » . در روايات دارد : « انّما يعرف القرآن من خوطب به ؛ قرآن را كسى مىفهمد كه مخاطب اوست . » گفتيم كه قرآن ظاهرى دارد كه همه مىفهمند ، پس آياتى را كه مخاطبين قرآن مىفهمند و ديگران نمىفهمند ، غير اين ظواهر است . پس آنها متشابهات را مىفهمند . خيلىها گمان كرده‌اند كه تأويل ، به آيات متشابه اختصاص دارد . در حالى كه اين
هامش
( 1 ) - در بحار الانوار ، ج 2 ، ص 78 .