تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
آيهء كريمه نمىگويد : تأويل براى متشابهات است . در قرآن دارد كه : كسانى كه در قلوبشان زيغ است ، دنبال متشابهات مىروند و تأويلش را نمىدانند . تأويلش را پس از خدا ، فقط راسخون در علم مىدانند . آيه نمىگويد كه محكمات ، تأويل ندارند ، مىگويد : تأويل متشابهات را فقط آنها مىدانند . لذا مىتوان تأويل را به همان معناى عمومى كه ما گفتيم معنا كرد و بگوييم محكمات هم تأويل دارند . مرحوم علامه هم فرموده‌اند : تأويل در محكمات نيز وجود دارد . البته تأويل به همان معناى اعمّى كه ما گفتيم . پس تأويل ؛ يعنى مصداق ، مرجع شيئى ، توضيح دهندهء شئى ، كه تمام اينها با توسعهء در معنا درست مىشود . « 1 » پس خلاصهء بحث تأويل اين شد كه چهار گفتار در تأويل بيان شده است :
هامش
( 1 ) - شخصى به ابن سيرين گفت : خواب ديدم كه دو قرص نان از سر يك سفره مىخورم . تعبير اين خواب چيست ؟ ابن سيرين گفت : دو تا زن دارى ؟ گفت : بله ، ابن سيرين گفت : مواظب باش اين دو زن ، خواهر رضاعىاند . خوب اين تأويل ، روشنگر خواب اوست . شخصى به ابن سيرين گفت : خواب ديدم ، خروس همسايه آمد و با نوكش فرش خانهء ما را برد . ابن سيرين گفت : مسجد محّل شما مؤذن دارد ؟ گفت : بله . ابن سيرين گفت : مؤذن فرش شما را دزديده است . شخصى به ابن سيرين گفت : در خواب ديدم كه چشم راستم از پشت سرم در آمد و از پشت سرم رفت در چشم چپم . ابن سيرين گفت : دو تا پسر در خانه دارى ؟ گفت : بله . ابن سيرين گفت مواظب باش كه روابط نامشروع دارند . شخصى به ابن سيرين گفت : خواب ديدم كه با موشى نزديكى كردم و از آن موش خرمايى در آمد . ابن سيرين گفت : عيال تو با يك فرد اجنبى رابطه دارد ، ولى فرزندى كه در رحم دارد ، فرزند خودت است . تمام اين تعبير خوابها و تعبير خوابى كه يوسف در مورد خواب ملك مصر كرد ، همه يك مرجع روشنگر دارند . و تأويل ، آن مرجع روشنگر است . مرجع مىگوييم چون تأويل از « مآل » و « اول » است . و تعبير روشنگر را به كار مىبريم ، زيرا ، تأويل الكلام و مرجع الكلام ؛ يعنى مرجعى كه وقتى آن جا رفتيم ، حقيقت براى ما منكشف مىشود . البته تاكنون نديده‌ام كسى تأويل را اين گونه معنا كند ، ولى اين تعريفى است كه ما مىگوييم ، منتها اين مرجع روشنگر گاهى به مصداق ، زمانى به رؤيا و گاهى به توسعهء در معنا تغيير پيدا مىكند . اين توضيح را يادآور شوم كه اساس تعبير خواب بر توسعه استوار است و اساس تأويل كلام هم چيزى جز توسعه نيست . يوسف گاوهاى چاق و لاغرى را كه عزيز مصر در خواب ديده بود ، توسعه مىدهد و به معناى چاقى رفاه و لاغرى تنگى معيشت تعبير مىكند . يا اگر كسى خواب ديد كه گاوى بر او حمله‌ور شده است ، تعبيرش اين است كه گاو مصداق دشمن احمق است .