تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
از آن طرف ، گفته‌اند كه او هر روز صبح از حمام بيرون مىآيد . كس به او گفت شما چرا به گفتهء خودتان عمل نمىكنيد ؟ او در جواب گفته بود : كه ما از دنيا كيفيّتش را مىخواهيم ، نه كميّت آن را . او مىداند كثرت جماع ضرر دارد ، امّا اين كه چيز مضرّ را بايد ترك كرد ، به او علم ندارد . عقيده‌اش اين است كه من هفتاد سال جلو خود را بگيرم و كمتر جماع كنم ، براى اين كه پنج سال بيشتر عمر كنم ، اين پنج سال عمر زياد نمىخواهم حالا كه جوان هستم و قدرت دارم از زندگى لذّت مىبرم . ايمان ؛ يعنى باور ؛ يعنى اذعان ، علم هم ، يعنى باور . پس هر دو يك چيز است و علم كامل است كه ايمان مىآورد . امّا اين كه ايشان فرمودند : جمله استينافيه مىشود ، بدون واو . در جواب مىگوييم چه اشكالى دارد ، در قرآن خيلى موارد داريم كه جملهء استينافيه بدون واو آمده است . زركشى از تفسير راغب اصفهانى نقل مىكند كه : « عامهء اهل كلام گفته‌اند : كه همهء قرآن بايد معلوم باشد ، و گرنه لازم مىآيد قرآن بىفايده باشد . براى همين « الرّاسخون » را عطف به « اللّه » و جملهء
« يَقُولُونَ آمَنَّا »
را جملهء حاليه گرفته‌اند . » تنها راغب اين استدلال را آورده است و اين گونه نيست كه همين عقيده را « مشهور » نيز گفته باشند . سيوطى در « الاتقان » سخنانى را شبيه حرف علامه طباطبايى ذكر كرده است . او مىگويد : « و امّا الاكثرون من الصّحابة و التّابعين و اتباعهم و من بعدهم خصوصا اهل السّنّة فدهبوا الى الثّانى اى القول بأنّ التّأويل لا يعلم تأويله الّا اللّه « 1 » ؛ اكثر صحابه و تابعين و پيروان آنها خصوصا اهل سنّت سر لفظ « اللّه » وقف كرده‌اند . » تفسير المنار از ابن تيميّه چنين نقل كرده است : « قول القائل انّ اكثر السّلف على انّ التّأويل لا يعلم تأويله الّا اللّه قول بلا علم ؛ اين كه بعضى گفته‌اند كه تأويل را فقط
هامش
( 1 ) - الاتقان ، سيوطى ، ج 2 .