تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
جهان ظهور پيدا مىكند ، كه اين نيز همان مصداق است . در روايات هم تأويل را به امام بعدى تفسير كرده‌اند ، تأويل به امامى كه بعدا مىآيد . ابن تيميّه كه از رؤساى فرقهء و هابيّت است ، و همچنين محمّد عبده در المنار مىگويند « 1 » : تأويل شئى ؛ يعنى معرفت وجود عينى شئى ، شناخت آن مصداق ، نه خود مصداق . پس معرفت به وجود پيامبر بعد از معرفت صفات او در كتب انبياى سابق ، « تأويل » گفته مىشود . مرحوم علامه طباطبايى نه تعريف ابن تيميّه را قبول مىكنند و نه معنايى كه ما كرديم مىپذيرند . ايشان مىگويند : التّأويل « الحقيقة الواقعيّة الّتى تستند اليه البيانات القرانية ؛ تأويل عبارت است از حقيقت واقعيّه‌اى كه بيانات قرآنى مستند به آن است . » بيانات قرآنى از قبيل : تشريع ، معجزه ، حكمت ، پند و اندرز ، قانون و . . . حقايقى دارند كه آنها به آن حقيقت ، مستند هستند و آن حقيقت همان تأويل است . بعد مىفرمايند : « و هو موجود لجميع آى القرآن و ليس من قبيل المفاهيم المدلولة للالفاظ وراء ما نقرؤه من القرآن و هو الكتاب الحكيم لا يمسه الّا المطهّرون ؛ تأويل در تمام آيات قرآن موجود است ( يعنى تمام آيات قرآن به يك منشأ واقعى عينى منتهى مىشوند ) و تأويل از قبيل مفاهيمى كه الفاظ دلالت بر آنها كند ، نيست . غير از آن چيزى كه از قرآن قرائت كرديم چيزى نيست ( تأويل واقعيتى وراء آن ندارد . ) تأويل به منزلهء روح قرآن است كه كسى جز « مطهّرون » آن را مسّ نمىكنند . » پس تأويل ، يعنى حقايقى كه زير بناى آيات قرآن است و آيات قرآن مستند به آن حقايقند . گويا ايشان مىفرمايند كه : « قرآن مجيد فى لوح محفوظ فى امّ الكتاب لدينا لعلّى حكيم » ؛ يعنى قرآن « عربى » در لوح محفوظ است كه آن لوح محفوظ هم در امّ الكتاب است . پس امّ الكتاب اصل است و تأويل ؛ يعنى امّ الكتاب بعد مىفرمايند :
هامش
( 1 ) - المنار محمد عبده ، ج 3 ، ص 195 .