تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
چيزى را شنيده كه به آن امر مىكرده است بعد از آن نهى فرموده و او از نهى حضرت آگاه نيست . يا چيزى شنيده كه از آن نهى مىنمود ، بعد به آن امر كرده و او نمىداند . پس نسخ شده را نگه داشته و ناسخ را به دست نياورده است ، و اگر مىدانست كه آن حديث نسخ گرديده ، نقل نمىكرد ، و مسلمانان هم زمانى كه آن را از او شنيدند ، اگر مىدانستند نسخ شده ، به او عمل نمىكردند . » بعد از چند جمله‌اى حضرت مىفرمايند : « و قد كان يكون من رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و إله و سلّم - الكلام له و جهان : فكلام خاصّ ، و كلام عامّ ، فيسمعه من لا يعرف ما عنى اللّه سبحانه به ، و لا ما عنى رسول اللّه فيحمله السامع و يوجّهه على غير معرفة بمعناه . . . از رسول خدا ( گاهى به متقضاى زمان ) سخنى صادر مىشد كه دو معنا داشت ، سخنى كه به چيز معيّن و وقت معيّنى اختصاص داشته و سخنى كه همه چيز و همه وقت را شامل بود . پس كسى كه نمىدانست خدا و رسول از آن سخن چه چيزى اراده كرده‌اند ، آن را مىشنيدند و از روى عدم درك ، بر خلاف واقع و بر ضّد آنچه قصد شده بود ، توجيه و معنا مىكردند . چون حضرت اين كلام را بعد از بحث ناسخ و منسوخ مىآورند ، گويا مىخواهد بگويد كه : ناسخ هم به منزلهء يك تأويلى است براى منسوخ . لفظ تأويل غالبا به كلمهء ديگرى ، اضافه مىشود . بعضى اوقات به « كلام » اضافه مىشود و مىگويند : تأويل اين كلام چيست ؟ گاهى به رؤيا اضافه مىشود . گاهى به امر واقعى اضافه مىشود ، كه آن امر واقعى ، يا واقعا امر واقعى است يا يك قانون است . گاهى هم تأويل به يك مصداق خارجى اضافه مىشود . به نظر ما تأويل ، معناى جامعى دارد كه تمام صورتهاى بالا را شامل مىشود ، و آياتى كه در قرآن كلمهء تأويل را دارد به همهء اينها اطلاق شده است . آياتى كه لفظ تأويل در آنها به كار رفته بطور مختصر ذكر مىكنيم .