تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
متعه ربطى ندارد . يا گفته‌اند : آيهء ارث ناسخ آيهء متعه است ، چون در متعه ، ارث وجود ندارد ، ولى آيهء ارث مىگويد : زنها ارث مىبرند . و حال آن كه اين دو آيه هيچ ربطى به هم ندارند . بعضى گفته‌اند : روايات ناسخ متعه وجود دارد ، ولى ما هر چه در روايات گشتيم ، روايتى پيدا نكرديم . تنها روايتى كه هست همان روايت عمر است . البته بعضى گفته‌اند : در روايتى خود پيامبر از متعه نهى كرده ، ولى روايتش مرسل است و سندى هم ندارد و در مقابل اين روايت ، در جلد چهارم صحيح مسلم در صفحهء 141 روايتى است كه مىگويد : متعه در زمان پيامبر و ابوبكر بود و ما هم عمل مىكرديم . حتى در مسند احمد حنبل ، جلد دوم ص 95 دارد كه عبد اللّه بن عمر متعه كرد ، كسى گفت : پدرت متعه را نهى كرده است . عبد اللّه گفت : پدرم چه كاره است كه نهى كرده باشد ، پيامبر آن را حلال نموده است . البته عبد اللّه بن عمر آدم عيّاشى بوده است و شايد اين را براى عياشى خود گفته است ، ولى هر چه هست عقيده‌اش اين بوده و گفته : وقتى پيامبر چيزى را حلال كند ، ديگر حكم پدر من بيهوده است . پس هيچ يك از اين مواردى كه به عنوان نسخ ، ذكر شده بود ، نسخ نيست . و اصلا در قرآن آيه‌اى كه ناسخ آيهء ديگر باشد ، وجود ندارد .