احديّت است و او قطعا از اين كلام ، معنايى را اراده كرده است و چون متكلم و گوينده عظمت دارد در مقابل او خضوع مىكند ، هر چند كلامش را نفهمد .
وجه دوم ، گفتهاند : آيات متشابه در قرآن براى اين آمده است ، تا مردم عقلشان را به كار بيندازند و نگذارند عقلشان مهمل بماند ، زيرا اهمال عقل موجب مىشود كه جامعه بر اساس احساس رشد نمايد ، و از بين رفتن عقل و شعور در جامعه ، بزرگترين خطرى است كه هر مكتب و جامعهاى را تهديد مىكند .
ايشان مىفرمايند : خداوند دربارهء به كارگيرى عقل ، آيات جداگانهاى ذكر كرده است . اين كه خداوند بخواهد جداى از آنها ، بعضى از آيات را خراب كند تا به ما بفهماند كه بايد از عقلمان استفاده كنيم ، وجهى ندارد .
وجه سوم : بعضى گفتهاند : پيامبران مبعوث شدند تا مردم را هدايت كنند . در ميان مردم هم ، همه نوع انسان پيدا مىشود ، بد فهم ، خوش فهم ، عوام و خواص و . . . . از آن طرف مىبينيم بعضى معانى وجود دارند كه هر كس نمىتواند آن را بفهمد ، بناچار بايد كلامى را بگوييم كه تنها خاصّه مىفهمند ، و فهم عوام از آن قاصر است . اين وجه در حقيقت همان وجهى بود كه از محمد عبده از « المنار » نقل كرديم .
ايشان مىفرمايند : هر يك از آيات متشابه ، آيهء محكمى دارد كه به واسطهء آن ، معناى متشابه روشن مىشود . بنابراين ، براى گفتن آن مطالب و معانى به عوام ، همان آيات محكمات كافى است و لزومى به آوردن آيات متشابه نيست تا مردم سر در گم شوند .
پس از همهء اينها علامه به عقيدهء خود مىپردازد و مىگويد : وجود متشابه در قرآن ضرورى است ، زيرا اول اين كه خداوند فرموده : قرآن تأويل دارد و تأويلات قرآن را نمىفهمند ، مگر صاحبان نفوس مطهّر . دوم اين كه : تنها راه رسيدن انسان به كمال اين است كه انسان در ناحيه علم و عمل به نفس خويش معرفت پيدا كند . بايد حقايق مربوط به انسان از مبدأ و معاد و صراط در اين دنيا كه راه رسيدن به آخرت است ، خوب بفهمد ، قوانين اجتماعى را هم بفهمد ، بعد ، از طريق عبادات و غير
درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٧٨