تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
1 - بعضيها گفته‌اند كه بودن آيات متشابه در قرآن است ، از محاسن قرآن است ، زيرا راه رسيدن به حق سخت‌تر مىشود ، و موجب مىشود انسان ثواب بيشترى ببرد . اين حرف اصلا صحيح نيست كه بگوييم خداوند عمدا بر ابهام گفته تا ما اجر بيشترى ببريم . 2 - بعضى گفته‌اند : اگر همهء حرفهاى قرآن ، صريح و محكم باشد ، ارباب مذاهب ديگر در قرآن دقت نمىكنند . اگر ديگران در قرآن دقت مىكنند به سبب همين آيات متشابه است . ايشان مىفرمايند : اين گفته نيز قابل جواب دادن نيست و ناگفته باطل است . 3 - بعضى گفته‌اند : اشتمال قرآن بر آيات متشابه موجب بحث و كاوش از طرق تأويل مىشود و اين مسأله ، فوايد علمى زيادى دربر دارد از جمله : موجب مىشود كه انسان در علوم ديگر هم جستجو كند تا معناى قرآن را بفهمد ؛ مثلا در لغت و ادبيات و اصول و . . . بايد بگردد تا معناى آيه را دريابد . علامه مىفرمايد : اين وجوه اصلا قابليّت جواب دادن ندارد . تنها وجوهى كه مىتوان به آن توجه كرد سه وجه است . البته هر سه را ردّ مىكنند ، بعد خود وجه چهارمى را اختيار مىكنند . يكى از آن سه وجه اين است كه گفته‌اند : وجود متشابهات در قرآن ، محك خوبى براى امتحان مردم در مورد تصديق قرآن و خضوع در برابر قرآن است . كسى كه بگويد : خدايا هر چه تو بگويى من قبول دارم ، هر چند از متشابهات باشد و معنايش را نفهمم ، معلوم مىشود داراى ايمان بالايى است . مرحوم علامه مىفرمايد : اين وجه هم صحيح نيست ، زيرا خضوع و ايمان دربارهء چيزى است كه انسان بفهمد و عظمتش را درك كند ، و الّا اگر معنايش را نداند ، خضوع معنايى ندارد . به نظر ما فرمايش علامه صحيح نيست . مقصود آنها خضوع در برابر گوينده است ، نه خضوع در برابر كلام . ممكن است ، كسى معناى كلام را نداند و خضوع كلامى نداشته باشد ، امّا مىداند كه گويندهء اين كلام ، ذات