است كه به واسطهء آن كتاب خدا كه بر پيامبرش نازل شده و بيان معانى قرآن و استخراج احكام قرآن فهميده مىشود .
سيوطى در « الاتقان » ، جلد دوم مىگويد : « علم نزول الآيات و شئونها و الاشباب النّازلة ثمّ ترتيب مكّيّها و مدنيّها . . . و محكمها و متشابهها و ناسخها و منسوخها و خاصّها و عامّها و مطلقها و مقيّدها و مجملها و مفصّلها و حلالها و حرامها و وعدها و وعيدها و امرها و نهيها و عبرها و امثالها .
سيوطى ، معنايى به اين دراز دامنى براى تفسير آورده و همهء اينها را داخل در معناى تفسير كرده است .
در مجمع البيان آمده است كه : تفسير از ريشهء سفر است « فسر » هم از مادهء « سفر » است كه به دليل اشتقاق كبير حروف آن جابهجا شده و به معناى كشف و ظهور است از اسفر الصّبح اذا ظهر . بعد مىگويد : منظور از تفسير ، همان بيان معانى قرآنى است سپس تفسير را اين گونه تعريف كرده است : ( علم با صول تعريف به معانى كلام اللّه ) علم به قواعدى است كه با آن ، معانى كلام خدا معلوم مىشود .
فخر رازى ، در تفسير كبير مىفرمايد : « ما يبحث فيه عن مراده تعالى من قرآنه ؛ علمى كه در آن از مراد خداوند تعالى از قرآن بحث مىشود اين تعريف مختصر و مفيد است .
تفتازانى مىگويد : « العلم الحديث عن احوال الفاظ كلام اللّه من حيث الدّلالة على مراده ؛ علمى است كه از حالات الفاظ كتاب خدا از حيث دلالت بر مقصود خدا از آن الفاظ بحث مىكند .
سپس او ادامه مىدهد : كه غرض از علم تفسير ، قدرت بر استنباط احكام شرعى بر وجه صحيح مىباشد ، ولى به نظر ما در تفسير استنباط احكام بماهو احكام وجود ندارد . قرآن كتابى است ، براى هدايت بشر و تمام مضامين آن جنبهء هدايتى دارد . پس اين كه در بعضى آيات ، احكام شرعى را بيان مىكند به خود احكام ، به عنوان « حكم بما هو حكم » اشارهاى ندارد ، بلكه ذكر احكام به غرض هدايت قرآن
درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٦٠