قرآن به كار مىبريم ، اين تعبيرات گوناگون مورد استفاده ما نيست . معناى تفسير در اصطلاح علوم قرآنى ابو حيّان در بحر المحيط مىگويد : « و فى الاصطلاح علم يبحث عن كيفيّة النّطق بالفاظ القرآن و مدلولاتها و احكامه الافراديّة و التّركيبيّة و معانيه الّتي تحمل عليها حالة التّركيب و تتمّاة لذلك ؛ تفسير در اصطلاح به معناى علمى است كه :
الف : از كيفيّت نطق به الفاظ قرآن بحث مىكند . ( علم قراآت ) .
ب : و از مدلولات الفاظ قرآن ( علم لغت ) .
ج : و از احكام افراد و تركيبى الفاظ قرآن ( كه علم تعريف و اعراب و بيان و بديع است ) .
د : و معانى الفاظ ، كه در حال تركيب بر آن معانى حمل مىشود بحث حقيقت و مجاز .
ح : و تتمههايى كه شامل سبب نزول و رفع ابهام و . . . مىشود .
ابو حيّان ، تمام چيزهايى كه در فهم قرآن ضرورى است دربارهء تفسير آورده است . ادبيات ، علم قرائت ، تعريف ، نحو ، بيان ، بديع ، بحث حقيقت و مجاز و . . .
شناخت خصوصيات مقولات قرآن مثل نسخ و غيره نيز لازم است .
به نظر ما مقصود از تفسير ، آگاهى به چيزهايى است كه به قرآن مربوط است . ما گاهى كلمات عرب را تفسير مىكنيم و مقولههايى مانند صرف و نحو ، معانى و بيان و . . . لازم است ، ولى گاهى مىخواهيم فقط قرآن را بدانيم . در اين هنگام ديگر علم به نطق الفاظ و مدلولات و اعراب در فهم ما دخالت ندارند . تفسير ؛ يعنى آگاهى نسبت به آنچه قرآن را « فى نفسه » به ما مىفهماند ، نه زبان عربى را . به عقيده ما ، « مقولات قرآنى » مهمترين اين آگاهيهاست . همان طورى كه در فلسفه ، علم به امور عامه مهم است ، در علم تفسير هم ، علم به علوم عامهء تفسيرى كه همانا مقولات قرآنى باشد ، مهم است . « زركشى » كتابى چند جلدى در علوم قرآنى نوشته كه از كتاب « الاتقان » جامعتر و مفصّلتر است . او در تعريف تفسير مىگويد : علم يفهم به كتاب اللّه المنزل على نبيّه و بيان معانيه و استخراج احكامه ؛ يعنى تفسير ، علمى
درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 159
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٥٩