عدهاى هم گفتهاند ، هر چند حجيّت ندارد ، ولى كاشفيّت كه دارد . بنابراين بايد آنها را اخذ كرد .
ما به حجيّت و عدم حجيّت خبر واحد در تفسير كارى نداريم ، ولى همانطور كه نظريات دانشمندان بزرگ را در تفسير قرآن مىخوانيم ، روايات اهل بيت را نيز از اين جهت كه نظرى را بيان كردهاند ، بايد مورد بررسى قرار دهيم .
9 - تحقيق كامل زبان قرآن در مسائل فلسفى ، حقوقى و احساسى .
چرا اين شرط را ذكر كرديم ؟ چون گاهى آقايان گمان مىكنند كه قرآن بطور سمبليك بعضى جاها سخن گفته است . ما بايد مسائل قرآن را تفكيك كنيم . بايد دريافت كه مسائل فلسفى از مسائل سمبليك جدا است . مسائل احساسى از مسائل علمى و حقوقى و فقهى جداست ؛ مثلا گفتهاند : داستان حضرت آدم و حوا و بهشت و شيطان و ملائكه سمبليك است . و حقيقت امر به اين صورت نبوده است .
هدف اين است كه به انسانها بگويد : اى انسانها ملائكه خادمان تو هستند و شيطان ، خائن به تو .
قصهء آدم و حواء شبيه قصههاى كليله و دمنه است كه هدف ، رساندن مطلبى به مخاطبان است . ما نمىتوانيم حرف آنها را بپذيريم . بايد زبان قرآن را درست تحليل كنيم و بفهميم كه بر اساس واقعيّت است ، يا بر اساس سمبليك .
10 - گفتار مفسّران بزرگ مىتواند راهنماى خوبى براى درك قرآن باشد . گر چه هيچ كدام را نبايد تعبّدا پذيرفت .
11 - آيات بزرگ يا بعضى آيات كوچك را كه مطالب متنوع دارند بايد به جملات كوچك و گاهى جملات كوچك را نيز به كلمات مفرد تجزيه كنيم ، تا بتوانيم مطلب را خوب بفهميم . « 1 »
هامش
( 1 ) - يكى از مباحث منطق كه در كتب قديمى منطق بوده و امروزه نيست ، بحث انحاى تعليميه است ؛ يعنى متد تعليم و تربيت . يكى از انحاى تعليم و تعلّم اين است كه اگر شخص به مشكلى برخورد كرد كه راه حل آن را نمىداند اين را تحليل كند به اجزاى زياد ، بعد همين طور هر جزء كوچك را تحليل