كه يك متخصّص تفسير بايد آن را دريابد ، « منطق معرفتى قرآن » مىناميم .
همانطور كه منطق عقلى كليد و مقدمهء فهم فلسفه است ، منطق معرفتى قرآن هم كليد فهم قرآن است . البته ناگفته نماند كه مفسّر بايد به اين نكته توجه داشته باشد كه قرآن يك قرآن كتاب عمومى و جاودانى است و به زمان خاصى اختصاص ندارد . در روايات بطور صريح آمده است . كه قرآن مثل شب و روز حركت مىكند . در كافى دارد : « القرآن يجرى مجرى الشّمس و القمر ؛ قرآن مثل ماه و خورشيد در حركت است . » در تفسير برهان اين روايت ذكر شده است كه : « قرآن مانند خورشيد و ماه در حركت است ، هر زمان كه تأويل چيزى بيايد ، بر مردگان و زندگان يكسان مىباشد . » « 1 » منظور از مردگان و زندگان ، گذشتگان و آيندگان مىباشد .
از امام كاظم - عليه السّلام - مىپرسند : « چگونه است كه قرآن هر قدر نشر مىيابد و تفسير مىشود ، تازهتر مىشود ؟ » امام - عليه السّلام - فرمودند : « زيرا قرآن براى مردمانى خاص و يا زمان مخصوصى نازل نشده است ، قرآن در هر زمان و براى هر مردمى تا روز قيامت تازه است » .
نكتهء ديگرى كه بايد بدان عنايت شود اين است كه : قرآن بر اساس خطاب « ايّاك اعنى و اسمصى يا جاره » « 2 » است . به تعبير خودمان ؛ يعنى ( به در مىگويم كه ديوار گوش كند . ) ؛ يعنى قرآن هر چند پيامبر را مورد خطاب قرار مىدهد ، ولى تمام مردمان را در بر مىگيرد . معناى ديگرش اين است كه خطابهاى قرآنى اصلا توسعه دارد و منظور هم پيامبر است و هم ديگران . اينها كه تاكنون گفته شد به عنوان مقدمهء بحث تفسيرى بود كه يك متخصّص بايد بدان توجه داشته باشد .
امّا شرايط يك متخصّص فنّ تفسير چيست ؟
1 - اطلاعات و آگاهى دقيق از ادبيات عرب ؛ به معناى دقيق كلمه . هر چه به ادبيات
هامش
( 1 ) - تفسير برهان ، ج 1 ، ص 20 .
( 2 ) - يعنى منظورم تويى ، ولى همسايهاش بشنود .