تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
موجب كفر مىدانيم ، زيرا اينها با قرآن فاصله‌اى ندارند ، ولى ديگران اين گونه نيستند ، اگر كسى به مرجع جامع الشرايط علم توهين كند ، ممكن است تعزيرى داشته باشد ، ولى موجب كفر نمىشود . امّا دشنام و اهانت به پيامبر و اهل بيت سبب كفر است . 7 - نداشتن پيش داورى در هر مسأله‌اى كه انسان برخورد مىكند ؛ قبلا در مورد آن راهى اتخاذ نكند ؛ يعنى نگويد عقيدهء من در فلان مسأله اين است ، حالا ببينيم قرآن چه مىگويد . يا بگويد : قطعا همين را كه من مىگويم قرآن مىگويد ، حالا مراجعه كنيم به روايتى يا لغتى ببينيم درست است يا نه ؟ » نمونه‌اى برايتان عرض كنم كه چگونه پيشداورى ، بزرگان را در تفسير آيه به اشتباه انداخته است . در آيهء شريفه دارد كه :
هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً
بزرگانى مانند مرحوم حكيم ، سيد قطب مصرى در تفسير فى ظلال القرآن و مرحوم طريحى در مجمع البحرين آيه را اين گونه ترجمه كرده‌اند : ضياء نور اصلى و ذاتى است و نور ، نور عرضى است و در كتاب لغت هم ضياء و نور را چنين معنا نموده‌اند . اين تعريف لغوى و تفسير آيه روى پيشداورى آنها بوده است ، چون قبلا مىدانستند كه نور ماه از خورشيد است آيه را اين گونه معنا كرده‌اند . پس بايد در :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
هم بگويند نور خدا عرضى است . پس معناى ضياء و نور اصلا اين نيست كه آنها گفته‌اند . ضياء ؛ يعنى نور با وهج ، نور با شعله ، امّا نور ، نور ملايم را مىگويند . نور در مقابل ناراست و ضياء ، چيزى مانند ناراست ؛ نورى است كه چشم را مىزند ؛ ولى نور آن گونه نيست . 8 - توجه كردن به روايات اهل بيت به عنوان راهنماى درك آيه . شرط ششم كه گذشت دربارهء سيرهء اهل بيت بود ، و اين شرط به روايات اهل بيت مربوط است . ما نمىگوييم خبر واحد در تفسير ، حجت است يا نه . حضرت امام خمينى و مرحوم طباطبايى نظرشان اين بود كه خبر واحد در تفسير حجت نيست ، زيرا حجيّت مربوط به عمل است و چيزى كه عملى نيست ، حجيّت براى او معنا ندارد .