باشد ، مثل :
كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً
« 1 » يا به نحو ديگرى .
خلاصه اين كه شخص اگر خودش متخصّص بود ، خودش ريشهيابى مىكند والّا به يك فرهنگ تخصصى ؛ مثل « مفردات راغب » ، و بعد به رواياتى كه از ائمه - عليهم السّلام - در تفسير آيات وارد شده ، رجوع مىكند و در مىيابد كه ائمه چطور ريشهيابى كردهاند و اينها براى انسان ممارست و تجربه مىآورد . مىبينيد ائمه « شمس » را به پيامبر و قمر را به على - عليه السّلام - تطبيق كردهاند .
« وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها »
« 2 » ؛ از در خانه وارد شويد نه از غير راه اصلى مثل پشت بام . آن وقت ائمه در بعضى روايات تفسير كردهاند كه « لا تؤتوا النّاس فى ادبا رهنّ » « 3 » ؛ هر جا مىخواهى وارد شوى از راهش وارد شو .
بعد از ملاحظهء اين ريشه يابيها از ائمه ، انسان خودش به حدّى مىرسد كه مىتواند ريشهيابى كند .
اقسام كتب لغت
اين نكته را هم به طور معترضه بگوييم كه : كتابهاى لغت حدّاقل سه نوع هستند :
1 - بعضى كتابها فقط از كتب لغت ديگر نقل مىكنند ، امّا با مراجعات زيادى كه داشتهاند ، اهل خبره شدهاند . مثل « المنجد » و « قاموس » و « اقرب الموارد » . البته « اقرب الموارد » خيلى بهتر از قاموس و « قاموس » خيلى از « المنجد » بهتر است .
2 - بعضيها بين اعراب رفتهاند و از خود آنها معناى كلمه و لغت را گرفتهاند ، كه شايد « جوهرى » و « فيّومى » از اين قبيل باشند .
3 - بعضى كتابها موارد استعمال لغات را ذكر كردند و بعد ادلهء خودشان را نيز آوردند ، مثل « مقايس اللغة » و « تاج العروس » . اين كتابها ، كتابهاى خوبى است ، زيرا
هامش
( 1 ) - نساء / 164 .
( 2 ) - بقره / 189 .
( 3 ) - يعنى از پشت با همسرانتان نزديك نشويد .