هم نظر خودش را مىگويد و هم دليلش را . آن وقت خواننده مىتواند آن دليل را بررسى كند و نظر خود را در پايان اظهار دارد .
اجتهاد در لغت را ما مىپذيريم به اين معنا كه ريشهيابى كنيم ، نه اين كه ؛ مثلا به آب بگوييم آسمان . بلكه مشاهده مىكنيم كه واضع لفظ چراغ را روى چراغ نفتى گذاشته مقصودش شكل و هيأت چراغ نبوده ، بلكه اين اسم را بر هر وجود روشن و روشنگر گذاشته است . بنابراين اگر از او بپرسيم آقا شما كه به اين شيئى ، چراغ مىگوييد اگر فتيلهاش كوتاه يا بلند باشد ، فرق مىكند ؟ مىگويد : نه . بگوييم اگر پايهاش استيل يا مسى باشد ، فرق مىكند ؟ مىگويد : نه . پس از اين بررسى مىگوييم : لفظ چراغ ، براى هر شيئى روشن و روشنگر ، وضع شده است . البته ممكن است مواردى ترديد آميز پيدا شود ، امّا اختصاص به اين جا ندارد ، در تمام روشها اين موارد ممكن است ، پيدا شود .
اگر اين ريشهيابى و توسعهء در معانى را بطور نيكو درك كنيم آن گاه استفادههاى بسيارى از آن مىتوان كرد ؛ مثلا آيهء :
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا
« 1 » را ترجمه مىكنند به اين كه با جامعه باشيد و متفرق نشويد . ولى وقتى آيه را ريشه يا بى مىكنيم ، مىبينيم معناى آيه چيز ديگرى است . منظور قرآن از « حبل اللّه » « حبل » اعتبارى نيست ، منظور ، « حبل » حقيقى است ، در حالى كه جامعه « حبل » اعتبارى است . حبل حقيقى خدا همان « حبل اللّه المثّقل بين الارض و السّماء » مىباشد كه در دعاى ندبه مىخوانيم : « حبل اللّه المتين و صراطه المستقيم » روايت هم دارد كه « حبل اللّه » ولايت على - عليه السّلام - است . نه اين كه
« اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ »
؛ يعنى دنباله روى جامعه باشيد . شايد همهء جامعه به سوى بت پرستى و كفر رفتند ، ما هم بايد برويم ! لذا اين آيه مخاطبش سنّىهاست كه هر چند تعداد شما بيشتر از شيعيان است ، ولى بايد در جمعيت و طريق آنها وارد شويد . تنها با ريشهيابى اين مطالب است كه
هامش
( 1 ) - آل عمران / 103 .