تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
نمىفهمد ، مجبوريم بگوييم همان معناى لغوى اراده شده است . البته ممكن است ، بگوييم كه منظور از آن آيات ، بيشتر از مقدارى كه عرف مىفهمد ، بوده است ، ولى چون عرف نمىفهميده ، شارع بر آنها تحميل نكرده است ؛ مثلا در بحث عام و خاص اصول مطرح مىكنند : اگر عام قبل از خاص وارد شد يا خاص قبل از عام وارد شد و قبل از آمدن خطاب دوم ، وقت عمل رسيد ، آيا خطاب دوم ناسخ خطاب اول حساب مىشود يا مخصص آن ؟ بعضى گفته‌اند : خطاب دوم ناسخ است ، زيرا اگر آن را مخصص بدانيم ، تأخير بيان از وقت حاجت لازم مىآيد ، جواب داده‌اند كه اين مسأله ، از باب تأخير بيان از وقت حاجت نيست ، زيرا تا مقدارى كه مىتوانسته بگويد و عرف عمل كنند گفته ، ولى بقيه را نگفته ؛ با اين كه منظور شارع بوده است . و علت نگفتن آن ، عدم آمادگى مردم ، يا تقيّه و . . . بوده است . بنابراين ، گفته‌اند : خطاب دوم ناسخ خطاب اوّل نيست ، بلكه عام و خاص تلقى مىشوند . بنابراين مىتوان گفت كه معناى
« لا تَقْتُلُوا »
هم قتل است و هم اضرار به نفس . امّا مردم آن موقع اضرارش را نمىفهميدند و ائمه هم زياد فشار نمىآوردند كه به آنها اطلاع دهند ، زيرا آنها را در تنگنا و مضيقه قرار مىداد .