نمىتوانند درك كنند ، و آن نكته اين است كه زبان قرآن با زبان معمولى عرب فرق دارد . به اين معنا كه لغت قرآن اعم و گستردهتر از لغت معمولى است ؛ مثلا در كافى در ذيل آيه :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
« 1 » ؛ در حديثى ذكر شده است كه : لهو الحديث الغنا ؛ يعنى مراد از لهو الحديث ، غناست . » حديث ، در لغت ؛ يعنى گفتار و كلام . لهو الحديث ؛ يعنى كلام لهو ؛ گفتار لهو .
خوب غنا كه كلام لهو نيست ، آهنگ لهو است ، ولى مىبينيم حضرت لهو الحديث را « غنا » معنا كرده است .
در كافى روايت صحيح السند ديگرى است از ابو على الاشعرى : عن محمد بن عبد الجبار ، عن صفوان ، عن ابى ايوّب الخرّاز ، عن ابن مسلم ، عن ابى الصباح الكنانى ، عن ابى عبد اللّه - عليه السّلام - قال :
وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ
« 2 » اى الغناء ؛ فرمودند : الزور ، در آيه به معناى غناست .
در حالى كه زور ، به معناى باطل است : لا يشهدون الزّور ؛ يعنى شاهد باطل نيستند .
از اين واضحتر آيهء
وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ
« 3 » است . كه لفظ قول را هم دارد . در حالى كه غنا ، قول نيست ، بلكه آهنگ است .
حضرت در مقام بيان معناى آيه است ، مىفرمايد : كلام خدا به اين معنى است ، يا يكى از مصاديقش اين است . ما بطور قطع مىدانيم كه مراد حضرت انحصار كردن معناى « قول الزّور » در غنانيست كه شامل شهادت باطل نشود ، بلكه مىخواهد مراد خدا را از « قول الزّور » در اين آيه بيان كند . پس « قول الزّور » كه لغت قرآن است ، عام است ، « لهو الحديث » عام است ، اعم از اين كه محتوالهو باشد يا آهنگ لهو باشد .
هامش
( 1 ) - لقمان / 6 .
( 2 ) - الفرقان / 72 .
( 3 ) - الحج / 30 .