معلوم مىشود كه اين روش قرآن است كه در بعضى الفاظ ، هر دو معنا را اراده مىكند و اين شاهد بر توسعهء مفاهيم قرآنى است .
مورد ديگر ، روايت امام باقر و صادق - عليهما السّلام - است در ذيل سورهء « الشمس » :
عن الباقر و الصّادق - عليهما السّلام - فى قوله
« وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها »
قال : هو رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و إله و سلم -
« وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها »
علىّ بن ابى طالب - عليه السّلام -
« وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها »
الحسن و الحسين و آل محمّد - صلّى اللّه عليه و إله و سلم - قال « و اللّيل اذا يخشاها » عتيق « 1 » و ابن الصّهاك « 2 » و بنواميّة و من تولّاهم « 3 » ؛ امام باقر و امام صادق - عليهما السّلام - فرمودند . مراد از شمس در آيه ، رسول خداست ، قمر ؛ على بن ابى طالب نهار ؛ حسن و حسين و آل پيامبر و مراد از ليل ، ابوبكر و عمر و بنواميه و تابعين آنهاست .
معلوم مىشود معناى شب اعمّ از همين شب معمولى كه در مقابل روز قرار دارد ، مىباشد در اين روايات مىبينيد كه تشبيه وجود ندارد ، نگفته مثل پيامبر مثل شمس است يا مثل على مثل ماه است ، بلكه فرموده : شمس ، خود پيامبر است و قمر ، خود على - عليه السّلام - است . در ذيل آيه :
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ
« 4 » در روايت ذكر شده است كه : مراد ، على - عليه السّلام - و اهل بيت هستند .
و همچنين در ذيل
يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ
آمده است كه : غيب ؛ يعنى ظهور امام زمان .
در ذيل :
أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً
« 5 » روايت دارد كه منظور از آب ، ائمه هستند كه ابواب الهى بين خدا و خلق هستند و آب ، ظاهر علم ائمه است .
و شواهد بسيار ديگرى وجود دارد كه فرصت بيان آن نيست و همهء اينها دلالت دارند بر اين كه معناى الفاظ قرآن معناى عامى است .
سبزوارى ، در حاشيهء منطق منظومه نوشته است كه « الالفاظ و ضعت عند العرفاء
هامش
( 1 ) - مراد ابوبكر و عمر هستند .
( 2 ) - مراد ابوبكر و عمر هستند .
( 3 ) - بحار ، ج 24 ، ص 74 .
( 4 ) - ص / 29 .
( 5 ) - الملك / 30 .