تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
- بعضى قرآن را تفسير روايى كرده‌اند و از خود هيچ گونه اظهار نظرى نكرده‌اند ؛ مانند تفسيرهاى نور الثقلين ، برهان و درّ المنثور . - بعضى از جنبه‌هاى اجتماعى قرآن ، را تفسير كرده‌اند ؛ مانند تفسيرهاى المنار ، سيد قطب و پرتوى از قرآن از مرحوم طالقانى . - بعضى از بعد علوم روز ، قرآن را تفسير كرده‌اند ؛ مانند تفسير طنطاوى . هر مفسّرى ، از نظر گاه خود قرآن را بر اساس يكى از اين زبانها ؛ فلسفى ، ادبى ، عرفانى ، علمى ، مسائل اجتماعى و . . . تفسير كرده است ، ولى نظر ما اين است كه هيچ كدام از اين زبانها زبان قرآن نيست ، هر چند بعضى از اينها به زبان قرآن نزديكترند ، ولى با اين حال هيچ يك زبان خاص قرآن نيست . پس از اين تفسيرهاى يك بعدى ، مرحوم علامه طباطبايى ، روش جديدى را در تفسير اتّخاذ كردند ؛ روشى كه از لابه‌لاى روايات اهل بيت بر گرفته بود كه : « القرآن يفسّر بعضه بعضا ؛ يعنى بعضى از آيات قرآن بعض ديگر را تفسير مىكند . » در واقع تفسير ابتكارى او ، تفسير آيه به وسيله آيه بوده ؛ مثلا اگر مىخواستند آيه‌اى را كه دربارهء خلقت آسمان و زمين است ، تفسير كند ، ابتدا تمام آياتى را كه در اين باره به صورت پراكنده بود ، جمع مىكرد . خصوصيات و مشتركات آيات را تعيين مىكرد و با توجه به تمام اين مسائل ، آيه را تفسير مىكرد . در مقدمهء تفسير الميزان در اين زمينه بحثى آمده است كه باز گفت آن خالى از فايده نيست . علامهء مىفرمايد : « علم تفسير از قديمىترين اشتغالات علمى جامعهء اسلامى است ، و در حقيقت اين بحث و گفتگو در پيرامون مفاد آيات كه تفسير نام دارد ، از همان زمان نزول قرآن آغاز شده است . طبقهء اوّل از مفسّران اسلام را عده‌اى از ياران و صحابه پيامبر تشكيل مىدادند ( البته منظور غير از على بن ابى طالب و ساير امامان است ) مانند : « ابن عباس » و « عبد اللّه عمر » و « ابّى » و امثال آنها ، ولى بايد توجه داشت كه تفسير در آن هنگام ، صورت بسيار ساده‌اى داشت ، و از حدود بحث در قسمتهاى ادبى ، و شأن نزول
درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 123 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي