تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠

درس دهم

دفع توهّم

: پيش از اين گفتيم كه وحى به سه طريق بر پيامبر نازل مىشد : 1 - در خواب به پيامبر پيامهايى افاضه مىشد . 2 - با وساطت فرشته‌اى كه بيشتر از اوقات جبرئيل بود . 3 - بطور مستقيم و بدون واسطه فرشته با خدا صحبت مىكرد . اين شيوه از نزول وحى ، سخت‌ترين شيوه‌ها بود . ممكن است اين توهم پيش آيد كه اگر بعضى از پيامهايى كه به پيامبر نازل گشته از طريق خواب و رؤيا بوده ، پس نمىتوان به اين قرآن چندان اعتماد كرد ، زيرا بر پايهء خواب و رؤياست . جواب اين توهّم آن است كه نزول آيات قرآن ، به هيچ وجه از نوع اوّل نبوده ، هر چند دربارهء نزول سورهء كوثر ، بعضى از عامه به چنين وجهى قائل شده‌اند ، ولى در ميان اخبارى كه مورد بررسى قرار داديم ، سند صحيحى بر اين سخن پيدا نكرديم ، حتى خود راويان عامة آن را بطور مرسل نقل كرده‌اند . سيوطى در درّ المنثور ، از جانب بعضى اين عقيده را نقل مىكند كه سورهء كوثر در خواب بر پيامبر نازل شد ، چرا كه انس بن مالك ، از راوى روايت كرده كه مىگويد : پيامبر در بين ما بود كه ناگهان حالت « غشوه » « 1 » به پيامبر دست داد . بعد سرش را
هامش
( 1 ) - آنها غشوة را به معناى خواب گرفته‌اند ، در حالى كه غشوة به معناى بيهوش است و اين حالت بعد از نزول وحى به پيامبر دست مىداد .