از ذات خودش نيست يعنى براى خودش اين كار را انجام داده است ، هدفى خارج از ذات خود ندارد ، چرا كه اگر بنا باشد خداوند هدفى بيرون از ذات خود داشته باشد يعنى غرض كارهايش چيزى خارج از خود باشد يعنى كارى را انجام دهد كه به آن غرض برسد لازمهاش نقص ذات واجب مىباشد .
اين يك قاعده كلّى و قطعى است ، . . . هر كس كارى را انجام مىدهد كه به هدف و مقصودى برسد نياز به آن هدف و مقصود دارد و نياز با وجوب وجود منافات دارد . اگر بخواهيم مثالى بزنيم ، اين طور مىگوييم : گاهى يك فرد بخيل ، كرم مىكند تا طبق دستور علم اخلاق صفت بخل او بر طرف شود و گاهى ديگر ، كرم مىكند تا معروف شود كه شخصى كريم است . . ولى حاتم طائى كه كرمش زبانزد خاص و عام است چرا كرم مىكند ؟ او فقط چون حاتم است نه چون مىخواهد حاتم بشود .
به تعبير ديگر : گاهى هدف از انجام فعلى ، تحصيل يك شىء است و گاهى حصول آن سبب انجام آن است يعنى چون هست چنين مىكند نه چون ميخواهد بشود . وجود كامل لازمهاش سعهء وجود وافاضه و كرم است ، اگر خدا ، خداست همانطور كه اصل
حديث لو لا فاطمه ... (فارسى) — صفحة 144
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٤٤