گوناگون به دست مىآيد . نياز فردى باشد يا اجتماعى ، نياز در تصور و تصوير ذهنى باشد يا در فرض تحقق خارجى يك چيز يا در عمل . نياز اجتماعى هم بر اساس احتياج فرد به انس روانى باشد و از لوازم محبت و دوستى و رفاقت باشد يا بر اساس احتياج به حكومت و يا بر اساس احتياج به فرهنگ و علم و يا چيزهاى ديگر . . .
تشبيهات ذهنى كه معمولًا در ادبيات ( نثر و شعر ) انجام مىشود و فقط براى ارضاى نياز ارگانيزم روانى انسان به مطلوبى چنين و چنان در ذهن ترسيم مىشود اعتبارى فردى و ذهنى است ؛ و وقتى همين تشبيه به عنوان فرض تحقق خارجى آن در برابر خود و تصور وجود آن در ظرف حال باشد ، براى نجات از دورىها و فراقها و حوادث و مشكلات و يا براى لذت از موجودى فرضى ( به جاى يك واقعيت ) مىباشد و اعتبارى است براى رفع نياز .
اعتبار فرض واقعيت آن ممكن است بر اساس تشبيه نباشد ، و آنجا كه بر اساس تشبيه است ، تشبيه آن يك اعتبار است و فرض واقعيت ( فرضى كه از روان برمىخيزد نه صرفاً يك فرض تشبيهى و استعمارى ( ادبى ) يك حالت روانى فوق تشبيه است .
اعتبار براى رفع نياز در عمل مانند اعتبار لزوم و ضرورت براى عملى خاص كه براى خود مفيد تشخيص مىدهيم . و يا اعتبار حرمت كه از امتناع فلسفى گرفته شده و يا اعتبار ارجحيت و استحباب كه به نوعى از ضرورت ، انتزاع و اعتبار شده و يا اعتبار تساوى طرفين و اباحه و جواز كه به نوعى از امكان فلسفى انتزاع و اعتبار شده است .
از جملهى اعتباريات فردى اعتبار تركيب و پيكرهى واحد براى اجتماع متشكل از خود و ساير همنوعان مىباشد كه بر آن اساس ، لزوم جمع شدن
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 452
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٤٥٢