مىكنم : اخلاق علمى به مفهوم كامل كلمه اشكالى ندارد . مسئله اين است كه مدعيان اخلاق علمى ، اخلاق علمى ندارد - دقت فرماييد - .
اگر توفيقى باشد در يكى از دفترهاى اين رشته بحثها ، دربارهى اخلاقى كه از نصوص و متون مذهبى استفاده كردهام و در ارتباط با « هست » مىباشد ، بحث خواهيم كرد . زيرا كه مسائل اخلاقى از ميان ساير ادراكات اعتبارى از امتياز خاصى برخوردار است .
جهانبينى و ايدئولوژى
از آنچه دربارهى حقايق و اعتباريات گفتيم ارتباط جهانبينى و ايدئولوژى نيز بهخوبى روشن شد . جهانبينى نگرش يك فرد يا مكتب يا جامعه نسبت به جهان است و ايدئولوژى شناخت اهدافى كه به وسيلهى قوانين و نظامات فردى و اجتماعى تحقق مىيابد . اين قوانين از نگرش به جهان برمىخيزد و حكايت از چگونگى نگرش به جهان مىكند .
در اسلام نيز اصول عقائدش با فروع عملى و احكام كاملًا مرتبط مىباشد و مشتبك الفروع بالاصول ؛ فروع به اصول راه داشته ، با يكديگر تركيب يافته باشد .
نظريهى اسلام در مورد توحيد بر همهى قوانينش سايه افكنده است و همينطور ساير اصول در رابطه با احكام فرعيش . فلسفهى عملى و نظرى به طور كلى همين رابطه را دارا مىباشند .
انواع اعتباريّات
از آنجا كه اعتبار بر اساس نياز صورت مىگيرد ، نوع آن نيز به تناسب نيازهاى انسان مىباشد و بدين ترتيب اعتبارهايى انجام شده و اعتباراتى