تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
جهت پذيرفته و مجدداً اصلاح شود ، مسلماً نخواهد كرد حتى وقتى هم كه يك فرد از همه جا دستش كوتاه شده از عمر خود سير و از سعادت خود نااميد مىشود و دست به خودكشى مىزند ، در زواياى دلش ( هرچند به طور احساسى ) پذيرفته است كه در اين شرايط خودكشى برايش مصلحت است . بنابراين اگر علم به همه‌ى جهات باشد مسلماً موجب سعادت فرد و جامعه و پشتوانه قاطعى براى عمل به قانون خواهد بود ؛ ولى اگر علم ناقص بوده و فقط برخى جهات را مدّ نظر بدارد و فى المثل فقط مىگويد : « مستى مضرّ است » هرگز تضمينى براى سعادت نخواهد بود . به برخى تعبيرات مذهبى درباره‌ى ارزش علم از نظر تضمين سعادت نگاه كنيد ؛ مسلماً منظور علم كامل و همه جانبه است . مثلًا قرآن كريم مىفرمايد : حتماً كه دانشمندان از خداوند هراس دارند ؛ « 1 » يعنى علم هراس مىآورد و البته كه هراس عمل را دگرگونه مىكند . و در حديث است كه : علم عمل را صدا مىزند و مىطلبد ، اگر اجابت كرد كه خوب و گرنه علم هم از ميان مىرود ؛ « 2 » يعنى علم و عمل متلازمند . « العلم والدّين توأمان » - علم و دين هم‌زاد مىباشند . و اين است كه قرآن كريم مىفرمايد : « يا ايها الذين آمنوا » اى مؤمنين ايمان بياوريد ؛ يعنى اگر واقعاً چيزى را باور داشته باشيد به كمال مىرسيد . ايمان اول باور و اعتقاد ناقص است ، و ايمان دوم باور و علم و اعتقاد كامل و همه جانبه . البته معمولا ميان علم و ايمان فرق گذارده‌اند . علم دانستن است و ايمان باور كردن ؛ ولى به نظر مىرسد ايمان همان علم كامل است ، يعنى
هامش
( 1 ) - / « انّما يخشى اللَّه من عباده العلماء » ، فاطر ، 28 ( 2 ) - / العلم يهتف بالعمل فان اجابه والّا ارتحل