تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
مبارزه‌ى طبقاتى كارگر است و از منافع مبارزه‌ى طبقاتى پرولتاريا سرچشمه مىگيرد » . « 1 » « . . . ما برعكس بر اين عقيده‌ايم كه همه‌ى نظريات اخلاقى گذشته در تحليل نهايى محصول مرحله‌ى اقتصادى هستند كه در هر دوره‌ى خاص تاريخ ، جامعه بدان رسيده بوده است و از آن‌جا كه جامعه تاكنون از ميان جنگ‌هاى طبقاتى عبور كرده است ، اخلاق نيز همواره اخلاق طبقاتى بوده است . اين اخلاق يا توجيه‌گر سلطه و منافع طبقه‌ى حاكم بوده و يا همين كه طبقه‌ى محكوم قدرت كافى يافته‌اند بيان‌گر عصيان عليه سلطه‌ى ظالمان حاكمان و منافع آينده‌ى محكومان بوده است . . . » . « 2 » « ما كدام اخلاق را طرد مىكنيم ؟ ! اخلاقى كه بورژوازى آن را از اوامر الهى استخراج مىكند و يا به جاى اوامر الهى از جملات ايده‌آليستى و نيمه الهى استخراج مىكند كه بسيار شبيه اوامر الهى هستند . ما هرگونه اخلاق را كه بر پايه‌ى مفاهيم غير انسانى و غير طبقه‌اى باشد نفى مىكنيم . . . اين گونه اخلاق ، تزوير و فريبى است به نفع زمين‌داران و سرمايه‌داران . . . اخلاق ما از منافع طبقاتى پرولتاريا استخراج مىشود . . . . » . « 3 » انگلس در دنباله‌ى جملات پيشين اعتراف مىكند كه « يك اخلاق حقيقى انسانى كه از منازعات طبقاتى وبقاياى آن‌ها در اذهان بشرها فراتر رود ، فقط وقتى ممكن است كه جامعه به مرحله‌اى برسد كه در آن نه تنها بر تضادهاى طبقاتى پيروز شده باشد بلكه آن‌ها را در زندگى عملى فراموش كرده باشد » .
هامش
( 1 ) - / مجموعه مقالات لنين ، ص 104 ( 2 ) - / آنتى دورينگ ، به قلم انگلس ( 3 ) - / آثار منتخب لنين ، ج دوم ، ص 667