اخلاق علمى معتقد شويم و به عبارت ديگر آيا رابطهى بايد و هست يكى از مقدمات اخلاق علمى است يا همهى مقدمات آن و يا عين آن .
اخلاق علمى چه مىگويد ؟ اخلاق علمى مكتبى است كه معتقد است همه بايدهاى قانونى و اخلاقى با واقعيت و هست رابطه دارد و علاوه بر اين ، صرف علم به اين رابطه و علم به اين كه رابطه را در مورد خاص فلان قانون به خوبى كشف كردهايم بنفسه براى پياده شدن آن قانون كافى است و نياز به چيز ديگرى نيست . مىتوانيد اينطور تعبير كنيد : اخلاق علمى معتقد است : هست و بايد رابطه دارند و وقتى رابطهشان را كشف كرديم سعادتمند مىشويم . يعنى علم عمل مىآورد . علم ضامن اجراى قانون است .
ماركسيستها خيلى وقتها به جاى كلمهى اخلاق علمى ، اخلاق مبتنى بر منافع مبارزه طبقاتى پرولتاريا را به كار مىبرند ، و به هر حال معتقدند هم واقعيت را به خوبى كشف كردهاند كه وقتى بر اساس منافع مبارزه طبقاتى كارگران بنا شده باشد مصالح جامعه انسانى را تأمين مىكند ، و هم براى تحقق آن احتياج به ضمانت اجرايى ديگرى غير از مبارزه پرولتاريائى ندارند . و بر عكس معتقدند اخلاق مذهب ، اخلاق تخيلى و براى حفظ منافع اشراف است .
« خيلى وقتها بورژوازى ، ما كمونيستها را متهم مىكند كه اخلاقيات را مردود مىشماريم ؛ اين جز خلط مبحث و آشفته كردن ذهن كارگران و دهقانان نيست . ما كدام اخلاق را ردّ مىكنيم ؟ اخلاقيات بورژوازى كه اخلاق را بر پايه احكام خدا قرار مىدهد . . . اخلاقيات كه بر پايهى مفاهيم فوق بشرى و فوق طبقاتى قرار داشته باشد . . . اخلاقيات ما كلًا فرع بر منافع
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 445
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٤٤٥