كه بر او حمله برد و شيطان فرار كرد - اين واقعيت تاريخى موجب شد كه :
پس از آن سعى ( راه رفتن تند و به طور هروله ) صفا و مروه قانون شد . « 1 » ( در حقيقت براى نماياندن حالت فرار دشمن ) .
4 - هيچ يك از شما نبايد موى شارب و زهار و زير بغل خود را دراز بگذارد ؛ زيرا شيطان اين جاها را مخفيگاه خود قرار مىدهد . « 2 »
و حتى اين قبيل روايات :
5 - پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آن طفل ( امام زمان عليه السلام حتماً بايد غيبت كند . . .
زيرا از قتل مىترسد . « 3 » يعنى خوف از قتل كه يك امر واقعى است منشأ « بايد » و لزوم غيبت مىشود . منظور از حديث فقط اين نيست كه چارهاى جز غيبت ندارد .
6 - . . . على عليه السلام اموال مخالفان جنگجوى بصره را مصادره نكرد زيرا مىدانست كه پس از خودش پيروانى دارد و دولت باطل بر آنها مسلط مىشود ، خواست كه دربارهى پيروانش نيز به روش او عمل بشود . . . « 4 »
يعنى على عليه السلام مىدانست كه پس از او حكومتهاى باطل سر كار مىآيند و اگر او اموال مخالفان را مصادره كند آنها نيز دربارهى شيعيان على عليه السلام چنين خواهند كرد ( يعنى هر چند كه شيعيان جنگ نكنند ) . يك « هست » و واقعيت ، منشأ يك « بايد » مىشود ؛ بايد ترك مصادره .
بايد و هست در عمل فرد
اساساً يك عمل چگونه از فرد صادر مىشود ؟ مگر جز اين است كه ابتدا تصور و اعتقاد به مفيد بودن آن و سپس شوق و ميل به آن پيدا مىكند
هامش
( 1 ) - / علل صدوق ، ج 2 ، ص 117
( 2 ) - / همان ، ص 206
( 3 ) - / همان ، ج 1 ، ص : 232
( 4 ) - / همان ، ج 2 ، ص : 148