به هر حال روايات ما پر است از ذكر مصالح و مفاسد واقعى اشياء و اينكه اوامر و نواهى الهى بر اساس مصالح و مفاسد واقعى اشياء طرح شده است . در همهى ابواب فقهى از طهارت و نماز و روزه و حج و امر به معروف و جهاد و . . . تا حدود و ديات كه معمولًا آخرين ابواب فقه ما مىباشد صحبت از علل واقعى احكام است . و نمىدانم كه از كدام بگويم .
شما مىتوانيد به كتاب پر ارزش « علل الشرايع » تأليف مرحوم شيخ صدوق رجوع كنيد كه در اين اواخر در دو جلد جداگانه به چاپ رسيده است و يا به كتاب بحارالانوار مرحوم مجلسى رحمه الله در فصل مربوط به علل احكام كه همهى رسالهى « علل » تأليف فضل بن شاذان و همچنين رسالهى « علل » تأليف محمّد بن سنان را ذكر كرده است ، مراجعه كنيد . و اينجا فقط به عنوان چند نمونه چند روايت را تبرّكاً ذكر مىكنم :
1 - « علت قانون نماز اين است كه نماز اقرار به خداوندى خداوند و نفى شريك از اوست و قيام خاضعانه در برابر خداوند است . . . » « 1 » مىدانيد كه اقرار نهفته در دل اعمال و اذكار نماز و قيام خاضعانه در برابر او ، يك « هست » مىباشد .
2 - از امام صادق عليه السلام پرسيدند : شرب خمر بدتر است يا ترك نماز ؟
فرمود : شرب خمر بدتر از ترك نماز است و آيا علتش را مىدانى ؟ . . . چون كه در حالتى قرار مىگيرد كه خدا را نمىشناسد و نمىداند كه خالقش چه كسى است . « 2 »
3 - اين كه سعى صفا و مروه در حج واجب شده است بدين جهت است كه شيطان در برابر ابراهيم ظاهر شد ، و جبرائيل ابراهيم را دستور داد
هامش
( 1 ) - / علل صدوق ، ج 2 ، ( چاپ قم )
( 2 ) - / همان ، ص 162