معنا مسلماً غلط است ؛ مگر وقتى كه پدر و مادرش او را منحرف كردند اين مطلب درست نيست كه بگوييم : اين فرزند براى آئين اسلام آفريده شده است ؟ ! و به تعبير ديگر كلمهى « حتّى » كه مفيد نهايت و غايت است در اين معنا به كلى نامفهوم مىباشد . و نيز اين كه مىگوييد : « آيهى مزبور فقط فطرت را مىگويد ، نه اين كه بايد پيروى كرد و وقتى هم « بايد » را مطرح مىكند به عنوان خدا مطرح مىكند نه فطرت . . . » كاملًا نادرست است زيرا امر خداوند هم با علت فطرى بودن دين تبيين و توضيح داده شده است .
خوب است به حرف « ف » كه بر سر كلمهى « اقم » وارد شده ، بيشتر توجه كنيد .
4 - آيهى مزبور كاملًا به ضرر شماست ، زيرا معناى جملهى « لها ما كسبت » / هرچه كسب كرده براى خودش مىباشد ، رابطهى حقوق و قانون با واقعيت است . و پيش از اين گفتيم كه اگر رابطه بايد و هست را قطع كنيم بين اثبات و نفى هم فرقى نمىكند .
5 - آيهى سورهى حجرات نيز به ضرر شماست ؛ زير معناى « انّ اكرمكم عنداللَّه اتقيكم » ، كه دادن ارزش به تقوا است ، مفيد رابطهى حقوق با واقعيت است . زيرا تقوا هرچند بر اساس حكمها و بايدهاى الهى انجام گيرد ليكن پس از تحقق ، يك واقعيت است و اين واقعيت مبناى كرامت و ارزش الهى و حقوق قانونى شرع قرار گرفته است .
6 - درست است كه انتقاد قرآن از پيروان گذشتگان خود بر اساس لزوم تحقيق حقّ و باطل است و نه صرف گذشته و آيندهى زمان . ليكن مگر دستور به لزوم تحقيق حق و باطل ، نفى رابطهى بايد و هست است ؟ ! آيات قرآنى مىگويد خودتان تحقيق كنيد و تقليد كوركورانه نداشته باشيد . آيا لازمهى اين معنى نفى رابطهى بايد و هست مىباشد ؟ ! اين چه ملازمهاى
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 433
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٤٣٣