تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
پيش‌بينى كنيد و از مقدمات پى به نتايج ببريد . درس علمى گرفتن از سنن و آن را در استخدام اخلاق قرار دادن با كسب اخلاق از شناخت محض سنن تفاوت بسيار دارد . مثلًا مىگويد : آيا در زمين نمىگردند تا ببينند كه عاقبت گذشتگان چگونه بوده است ؟ « 1 » اين درس گرفتن است ولى دعوت و « بايد » با اين تعبير است : اى مؤمنين ! خدا و پيامبرش را كه شما را به مايه‌ى حياتتان مىخواند اجابت كنيد . « 2 » 2 - قرآن هرجا سخن از تسبيح موجودات مىگويد سكوتى عظيم كرده هرگز نتيجه نمىگيرد كه شما آدميان نيز همگامى كرده تسبيح كنيد . « 3 » و بنابراين شعر سعدى در اين زمينه بر خلاف منطق قرآن است كه مىگويد :
گفتم اين شرط آدميت نيست * مرغ تسبيح خوان و من خاموش
و برعكس هرجا در قرآن فرمان به تسبيح انسانهاست سخنى از تسبيح جهان نيست ( مثل 59 - 57 فرقان ) . 3 - آيه‌ى سىام سوره‌ى روم كه به نظر بعضىها دلالت بر فطرى بودن ديندارى دارد ، تصور شده است كه مؤيد تفكر اخلاق علمى است « 4 » ولى اين اشتباه است ؛ زيرا صرف فطرى بودن يك چيز به فرض كه راهى براى تمييز فطرى از غير فطرى باشد الزام نمىكند كه پيرو آن باشيم . زيرا اين كه فطرت چيزى را مىخواهد مطلبى است ، و اين كه بايد به دنبال فطرت بود مطلبى ديگر است . و بنابراين به فرض كه فطرت انسان‌ها طالب توحيد و سرشته بر توحيد باشد اين به تنهايى دليل نمىشود كه بايد بدان روى آورد . فرمان « فاقم وجهك . . . » رويت را به سوى دين فطرى كن ؛ را هم در
هامش
( 1 ) - / مؤمن / 82 ( 2 ) - / انفال / 24 ( 3 ) - / مثل آيات 7 - 1 حديد و 2 - 1 سوره‌ى حشر و 2 - 1 سوره‌ى جمعه ( 4 ) - / فطرة اللَّه الّتى فطر النّاس عليها . . . ؛ پيش از اين هم درباره‌ى اين آيه بحث كرديم
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 429 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي