تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
و همين‌طور مگر جهان ماده كه متغير است از خداى ثابت صدور نيافته است ؟ طبيعتى كه نسبى است و نه مطلق ، از خداوندى كه از هر نظر مطلق است .

اشكال ششم

6 - نويسنده‌ى « دانش و ارزش » از برخى آيات قرآنى نيز بهره گرفته و رابطه بايد و هست را قطع نموده است . وى در اين فصل ابتدا حملات تند و توهين‌آميزى به معتقدين اخلاق علمى و رابطه بايد و هست نموده مىگويد : اخذ اخلاق از علم . . . و وسوسه‌ى همگامى با مسير خلقت و پيروى از مشى تاريخ و طبيعت ، به منزله‌ى يك بيمارى ، قربانيان فراوان داشته است . پاره‌اى از اين بيماران همچون صفرازدگان كه همه جا را زرد مىبينند در قرآن نيز به سهويا به غرض ، نشانى از اخلاق علمى ديده‌اند . . . ، و آنگاه مىگويد : « نگارنده به راستى اعتراف مىكند كه ساحت قرآن را از اين پندار سست و شوم ، پاك يافته است . . . . تاريخ پرستى كه طليعه‌ى نامبارك خداناشناسى است به صورت ضايعه‌ى همه‌گيرى در ميان نسل ما كشتار مىكند و جمعى بىخبر و خوش باور نيز كه به استحكام علمى ! آن مفتون شده‌اند در پى يافتن آن در قرآن برآمده‌اند . . . . و سپس از قرآن كريم هفت نكته را به عنوان شاهد آورده است كه به طور خلاصه اين‌ها هستند : 1 - در قرآن هيچ جا سخن از اين نيست كه پاى در راه خلقت يا طبيعت يا تاريخ يا سنت الهى بگذاريد . قرآن امر به همگامى با آن‌ها نكرده فقط درس گرفتن از آن‌ها را مىآموزاند . . . البته تذكر مىدهد كه به هوش باشيد و عواقب رفتار خود را از مطالعه‌ى سنن آفرينش
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 428 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي