بىارزش است و فقط بر اساس استبداد و زور انجام مىشود كه از بحث علمى ما خارج است .
و به علاوه همانطور كه قبلًا توضيح داديم بايدها ابتدا از هستهاى داخلى ارگانيزم - در قوانين انسانى فرد يا جامعه - گرفته مىشوند و به وسيلهى آنها با هستهاى ديگر مرتبط مىشوند و اگر بخواهد نتايج لغو شوند حتماً قبل از آن بايد هستهاى ارگانيزم داخلى ناديده گرفته شوند يعنى مسلماً اگر كسى بخواهد به تكامل برسد بايد از منافيات كمال پرهيز كند و در نتيجه حسن ( مثلًا ) بايد از منافيات كمال پرهيز كند و اگر « بايد » در نتيجه بخواهد لغو شود بايد قبل از آن خواستن باطنى ناديده گرفته شود يعنى نخواهد كه به تكامل برسد ؛ يعنى حتماً يك هست ناديده گرفته مىشود تا يك قانون صحيح لغو گردد .
اشكال چهارم
4 - « تحقيق ذهن وقتى راه به جايى مىبرد كه در واقعيات باشد . جستجو و كاوش در ميان مفاهيم اعتبارى كه همه گونه رابطه با هم مىتوانند داشته باشند و هرگونه ارتباطى بين آنها مىتوان خلق و وضع كرد به هيچ حال مشخصى منتهى نخواهد شد و همواره تابع فرض و جعل شخصى خواهد بود ؛ اينجاست كه مىگوييم با هزار و يك برهان عقلى كه مقدماتش از ادراكات حقيقى و هست و نيست تشكيل شده باشد خوبى يا بدى چيزى را نمىتوان اثبات كرد و يا مالكيت خود را بر چيزى نمىتوان تثبيت نمود و يا رياست خود را بر كسانى نمىتوان به حكم عقل مدلّل ساخت . كسانى كه به عبث مىكوشند تا با برهان براى كسانى اثبات كنند كه انجام فلان كار خوب يا بد است گام در بيراهه مىزنند و آب در هاون ، بيهودهمىكوبند . . . » .