نتيجه مىگيريم كه اجتناب از مشروبات الكلى لازم است . ( يعنى بدون اجتناب از آن نمىتوان به كمال رسيد ) و براى اعتبار كبراى قياس مزبور بايد از يك قياس ديگر استفاده كرد ؛ مثلًا : حسن مىخواهد به كمال انسانى برسد و هر كس بخواهد به كمال انسانى برسد لازم است منافيات كمال را ترك كند نتيجه اين كه حسن لازم است منافيات كمال را ترك كند / سپس مىگوييم : هرچه مضر به سلامت جسم و روح است منافى كمال انسانى است و هرچه منافى كمال است لازم التّرك است / هرچه مضر به سلامت جسم و روح است لازم التّرك است .
مىتوانيد هم ، اين طور بگوييد كه سخن در اين است كه قوانين و احكام بر اساس مسائل واقعى طراحى مىشوند نه اين كه به طور مستقيم استنتاج منطقى از آنها مىشود .
اشكال سوم
3 - يكى از خصوصيات اعتباريات قانونى - بايدها - خاصيت لغوپذيرى آنهاست . قانون لغوپذير است . حقيقت لغوپذير نيست . حقيقت ، فقط وجود و عدم دارد . نمىتوان وجود يك شيئى را در ظرف وجودش لغو كرد ؛ يعنى بىاعتبار كرد همانطور كه يك قانون را لغو و بىاعتبار مىكنند .
آن وقت اگر اعتبارها و بايدها از حقايق و هستها استنتاج شوند لغوپذيرى نتايج به مقدمات سرايت نموده ، هستها را نيز مشمول قانون لغوپذيرى مىكند .
« اندكى تأمل نشان خواهد داد كه ادراكات حقيقى مولّد ادراكات اعتبارى و بالعكس نمىتوانند بود ، يعنى از بر هم انباشتن صدها ادراك حقيقى كه همه لغوناپذير و همه جايى و همگانى و مشمول صدق و كذب