در قرآن كريم هم تشبيه غيبت به خوردن گوشت مردهى برادر دينى مبناى يك حكم قانونى الزامى قرار گرفته است . « 1 »
هرگز بنا نداشتيم كه در يك بحث فلسفى پاى آيه و حديث را پيش بياورم ولى خواستم بگويم ايرادى كه نويسندهى مزبور به ديگران گرفته است آيا حاضر است عين آن ايراد را به قرآن و حديث هم بگيرد ؟ يا وقتى كار به اينجا كشيد در اصل مطلب تجديد نظر مىكند ؟
بجاست يادى از اولين عشق روحانيم مرحوم حاج شيخ على اكبر تربتى رحمه الله واعظ كنم . همان كه تا آنجا كه به خاطر دارم اولين عامل توجهم به روحانيت و حوزهى علميه و سرانجام طلبه شدنم بود . منبرى و واعظ مشهورى بود . اولين مرتبه در دوران طفوليت جذب منبرش شدم . دوران دبيرستان را مىگذراندم و او در منزل جدّ مادريم كه از محترمين بازار قم بود - مرحوم حاج اسد إله شمس - به عنوان دههى ساليانهى ماه صفر منبر مىرفت . چنان عارفانه و مشتاقانه سخن مىگفت كه هر كس را جذب مىنمود ؛ چنان سوز داشت كه چه بسا خود هنگام سخن گفتن گريان بود ؛ كلامش نفوذ داشت و دل را تسخير مىكرد و بلكه مىشكافت . . . به خصوص وقتى كه از قيامت سخن مىگفت و يا از فضائل و مصائب فاطمهى زهرا عليها السلام .
بعدها در دوران طلبگى و تحصيلاتم در حوزه علميه قم احياناً زيارتش مىكردم و از جمله وقتى كه به تناسب مقالاتم دربارهى بهائيت ، كتاب ارشاد العوام را در اختيارم گذاشت . . . در اين رابطه مطلبى را نقل مىكرد .
مىگفت كسى اشكالات متعددى را بر يك عبارت بهاء و مطلبش ذكر
هامش
( 1 ) - / حجرات / 12