تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
نشده است . » « 1 » آيا منظور اين نيست كه در موردى كه سخن گفتن حوادثى تازه و به ضرر امت مىآفريند بايد سكوت كرد و با رفتن به سوى كعبه متوجه اصلاح خود و اطلاع از كشورها و همه‌ى محيطهاى اسلامى شد كه از بيرون گود مسائل طورى ديگر نمود مىكند . اكنون هم كسى كه در داخل كشور است انقلاب ما را طورى مىبيند و گله‌ها بسيار زياد است ولى وقتى به خارج مىرود و مسلمانان ساير كشورها را مىبيند ملاحظه مىكند كه به هر حال آن‌ها كه در مشكلاتى بزرگ‌تر غوظه‌ورند مشتاق اينجا هستند . به هر حال رابطه بايد با هست را مىگويد . تصور نشود كه منظور از عبادت در اين حديث و سلامت در آن حديث ، خوبى مقابل زشتى است كه امرى اعتبارى است ، نخير ؛ يك امر واقعى را مىگويد . و مانند اين حديث : خداوند از مؤمن بر چهار مصيبت پيمان گرفته است كه سخت‌ترين آن‌ها حسادت هم عقيده‌ى خود اوست و يا منافقى كه به دنبال اوست يا شيطانى كه او را گمراه كند يا كافرى كه معتقد به مبارزه با اوست « 2 » و اين حديث : چهار چيز است كه هيچ زن و مرد با ايمانى از آن‌ها آسوده نيستند . مؤمنى با او حسادت كند كه اين سخت‌ترين آن‌هاست ، منافقى كه به دنبال اوست ، دشمنى كه با او مبارزه مىكند يا شيطانى كه او را گمراه كند . « 3 » منظور در اين گونه احاديث نيز لزوم صبر و روش عاقلانه است يعنى حفظ ايمان اين بلاها را هم دارد بايد صبر كرد . اين گونه احاديث كه بسيار و بسيار زيادند همگى براى تفهيم احكام و
هامش
( 1 ) - / 12117 احكام العشره ( 2 ) - / 12116 احكام العشره ( 3 ) - / 13116 احكام العشره