خوب بود نويسندهى مزبور توجه بيشترى به آيات كريمهى قرآنى مىكردند و لااقل به آياتى كه لزوم عبادت و پرستش خدا را به ربوبيت خداوند پيوند مىدهد و فىالمثل از قول عيسى عليه السلام چنين نقل مىكند كه « مسلماً خداوند پروردگار و رشد دهنده - ربّ - من و شماست پس او را عبادت كنيد اين راه مستقيم است » « 1 »
ملاحظه مىكنيد كه هم قبل از جملهى « فاعبدوه » و هم پس از آن مسألهى « هست » بيان شده است ( او ربّ من است ، اين راه مستقيم است ) تصور نكنيد كه راه مستقيم مساوى با مفهوم خوب بودن است تا يك ادراك اعتبارى باشد ، نخير ؛ يعنى اين راه كوتاهترين راه براى رسيدن به خداوند مىباشد . يعنى يك واقعيت روانى تكوينى ، يعنى يك هست .
شواهد زيادى براى گفته ما در قرآن كريم وجود دارد كه به رعايت اختصار از ذكر آنها مىگذرم . شما خود از امثال آيهى پنجم نساء به يك دسته آيات راه مىيابيد و از مثل آيه 43 سورهى روم به يك دسته ديگر و از مثل . . .
در روايات نيز اين قبيل استدلال بسيار زياد است ؛ هم در جانب نفى مثل : در برابر دشمنان نعمتهايت ( حسودان ) صبر كن ! زيرا كه تو هرگز نمىتوانى كسى را كه دربارهى تو نافرمانى خدا كرده بهتر از اين مجازات كرده مقابله كنى كه در اين باره اطاعت خدا كنى ( و اگر او بد كرد تو چنين مكن ) . « 2 » و هم در جانب اثبات مثل اين حديث : امام سجاد عليه السلام فرمود : گذار
هامش
( 1 ) - / « إن اللَّه ربّي وربّكم فاعبدوه هذا صراط مستقيم » ؛ آل عمران / 51
( 2 ) - / به سند صحيح از امام صادق عليه السلام ، وسائل الشيعه ، باب 116 عشره الحج ، حديث اول . توضيحاين نكته لازم است كه اين استنتاج از نفى غير از نفيى است كه نويسندهى دانش و ارزش در بحث رابطهى نفى و اثبات ، نقل كرديم . او مىگويد : علم ناتوانى و عدم قدرت فرد را به ما مىفهماند و ما استفاده مىكنيم كه نبايد از او چيزى بخواهيم و اين حديث مىگويد : بهتر از اين روش نمىتوانى مجازات كنى پس چنين بكن . و در حقيقت اين نفى به يك اثبات برمىگردد . يعنى مىتوانى به بهترين روش مجازات كنى و اين روش بد نكردن و صبر كردن است پس صبر كن