تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
است يا عزم بر اداى تكليف . . . تكليف را چرا بايد به جا آورد ؟ فقط براى اين كه تكليف است و هيچ دليل ديگر نبايد داشته باشد و اگر كسى اداى تكليف را از بيم كيفر يا به اميد پاداش بكند اداى تكليف نكرده است . . . تكليف عملى است كه شخص براى متابعت از قاعده‌ى كلى انجام مىدهد . به عبارت ديگر تكليف احترام قانون است ؛ چون قانون محترم و مقدس است و چون محترم و مقدس است بايد از آن تبعيت نمود . . . » « 1 » از طرفى چون كانت معتقد است عقل و حس با هم مىتوانند چيزى را كشف كنند ، مبانى اخلاق كه مصالح و مفاسد مكنون در اشياء و رفتار هستند نمىتوانند ادراك شوند . طبيعيات معتبرند چون محصول حس و عقل هر دو ، مىباشند . رياضيات هم كه غير حسى هستند معتبرند چون كه فرضيه‌هاى خود ذهن هستند و ذهن حق دارد چيزى بسازد و در ساخته‌ى خويش حكم صادر نمايد ولى قانون و احكام بايد و نبايدها كه خود امرى واقعى طبيعى نيستند كه با حس و عقل كشف شوند و مانند رياضيات هم ساخته‌ى ذهن نيستند ، رابطه‌اى با واقعيت كه مورد كشف عقل و حس مىباشد ، ندارند . هست‌ها با حس و عقل كشف مىشوند . ولى بايدها ساخته مىشوند و به وسيله‌ى ذهن ايجاد مىشوند . و به هر حال شايد بتوان كانت را نيز از اين گروه به شمار آورد . و خيلى هم مهم نيست كه ببينيم چه كسى اين عقيده را دارد و چه كسى آن عقيده را .

بن‌بست‌ها و اشكالات

حالا مىخواهيم بفهميم درد اين گروه چه بوده و چه مشكلاتى داشته‌اند كه اين همه اصرار بر قطع رابطه‌ى هست و بايد ، ورزيده‌اند ، و
هامش
( 1 ) - / سير حكمت در اروپا ، ص 159